تبليغاتX
واژگون - چه کنیم با تناقضاتی که ما را تکه تکه می کند؟

واژگون

اینجا پر است از واژگانی واژگون

در دنياي مدرن جريان بسيار نيرومندي به وجود آمده كه جوان مسلمان بايد شنا كردن در جهت مخالف آن را بياموزد

انسان همواره در سر دو راهی است و یکی از این دو راهی ها دو راهی واقعیت و آرمان است. دوراهي بين دنيا و آخرت. می خواهم از تناقضاتی بگویم که بسیاری از ما علی الخصوص آدم های مذهبی در مواجهه با دنیای مدرن گرفتارش می شویم. تناقضاتی که گاه ما را از پای در می آورد و شخصیت ما را چند تکه می کند و هویت ما را نابود می کند. فرض کنید در جمع دوستان خوابگاهي هستيد و آنها مشروب مي خورند از يك طرف به گناه فكر مي كنيد و از يك طرف به پذيرش بين دوستان و مسخره نشدن توسط آنها مي انديشيد. در درجه اول شاید تا جايي كه امكان دارد سعي كنيم اصلآ در اين مجالس حضور نداشته باشيم و سعي كنيم با همفكران خود تعامل كنيم زيرا همنشيني بسيار تاثير گذار است و نبايد خيلي به خودمان مغرور و مطمئن باشيم كه تاثير نمي گيريم. چه بسا بزرگان و عرفا و روحانيوني كه در اثر همنشيني تغيير كرده اند! ولی کار به این سادگی ها نیست و نمی توان همواره صورت مساله را پاک کرد.شاعر شيرين سخن در اين زمينه مي فرمايد كه: (( من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است)) يعني با آنها باشيم اما نباشيم. تعامل كنيم ولي مواظب دلمان باشيم كه دل مركز تاثيرپذيري است. يعني مواظب باشيم كه چه تاثيري از ديگران مي گيريم.
انسان يك شبه تغيير نمي كند بلكه فرايند تغيير به تدريج اتفاق مي افتد. در قرآن هم اينگونه مي خوانيم كه : ((ولا تتبعوا خطوات الشيطان)) خطوات يعني گام به گام. شيطان با هوش تر از آن است كه به ما بگويد : سلام دوست عزيز بيا مشروب بخور بلكه شيطان با صبر و حوصله فراوان زمينه هاي لازم را فراهم مي كند. تصور كنيد روزي از خواب بيدار شويد و متوجه شويد كه چهل كيلو چاق تر شده ايد چقدر وحشت زده مي شويد! افرادي كه از چاقي رنج مي برند و انواع رژيم هاي غذايي و ورزشي را دنبال مي كنند به تدريج و در طي ساليان زياد دچار اضافه وزن شده اند و با سختي فراوان هم در پي بازگشت به وضعيت گذشته هستند و در واقع بازگشت به وضعيت گذشته كار چندان ساده اي نيست چنانكه در حديث مي خوانيم كه (( گناه نكردن آسان تر از توبه كردن است )). توبه كار راحتي نيست چنانكه كم كردن وزن هم كار راحتي نيست. تغييرات اخلاقي به تدريج اتفاق مي افتد روزي به خود مي آييم كه غرق در فساد و گناهیم و ماشاالله و هزار ما شاالله برقدرت توجيه انسان كه آسمان و ريسمان را به هم مي بافد تا رفتار غير اخلاقي و غير شرعي خود را توجيه كند.
ما همواره قرار نیست خود را با محیط پیرامون هماهنگ کنیم بلکه نیاز داریم که نحوه مواجهه و تقابل با دنیا را بیاموزیم. آمادگي براي حضور در جامعه به معني همرنگ شدن كامل با جامعه نيست بلكه آموختن هنر چگونگي مواجهه با اين مسائل است. پس باید به جای انفعال و رقصیدن به ساز دنیا فعال بودن و تاثیر گذار بودن را بیاموزیم.
يعني به جاي اينكه دائمآ نگران تاثير پذيري از جامعه باشيم و دائمآ از خود مراقبت كنيم به ياد داشته باشيم كه بهترين دفاع، حمله است و ما مي توانيم حضور فعالانه اي در عرصه هاي اجتماعي داشته باشيم.
ساليان زيادي بين علماي روان شناسي اجتماعي اين بحث مطرح بود كه ژنتيك و مسائل وراثتي شخصيت انسان را شكل ميدهد و يا اينكه انسان از محيط و مسائل تربيتي ساخته مي شود؟ عده اي معتقد بودند كه گرگ زاده آخر گرگ شود گرچه با آدمي بزرگ شود و عده اي مي گفتند كه جامعه و محيط شخصيت را شكل مي دهد. امروزه اين دو نظر تعديل شده و هر دو عامل تعيين كننده محسوب مي شوند يعني ما به طور طبيعي ژن هايي داريم كه از والدين خود به ارث برده ايم و اين ژن ها به طور بالقوه ما را مستعد بسياري از رفتارها مي كند و شرايط محيطي و تربيتي اگر مساعد باشد مي تواند اين استعدادهاي ژنتيكي را بالفعل و شكوفا كند و يا جلوي رشد اين استعدادها را بگيرد. با اين حساب محيط آموزشي و تربيتي بايد محيطي باشد كه شرايط را براي بروز استعدادهاي مساعد فراهم كند و جلوي بروز خصلت هاي منفي را بگيرد. متاسفانه در بعضي امور مشاهده مي شود كه آموزش و پرورش با ايجاد يك محيط ایزوله، نوجوان را از تجربه فضاهاي جديد محروم مي كند. فضاهايي كه مي تواند باعث بروز استعدادهاي دانش آموزان شود و سبب موفقيت و اعتماد به نفس آنان گردد. به طور مثال همواره اين سوال وجود داشته كه چرا مدارس مذهبی، اين قدر تاكيد بر علوم فني و مهندسي دارند و راه را براي بروز استعدادهايي در زمينه هاي علوم تجربي و انساني و هنر مي بندند. مطمئنآ دانش آموزي كه در زمينه تحصيلي موفق باشد انساني با اعتماد به نفس خواهد بود كه در مواجهه با جامعه نه تنها خود را نمي بازد و دچار تضاد نمي شود بلكه حضوري فعال و تاثير گذار خواهد داشت ولي انسانهاي نا موفق كه نتوانسته اند استعدادهاي خود را شكوفا كنند در مواجهه با مسائل سريع تر خود را مي بازند و دچار تناقضات مي شود و چه بسا اين تناقضات وي را از پا در بياورد. دانش آموز موفق مذهبی كه حال به دانشجويي موفق تبديل شده با خود مي انديشد كه تفكرات ديني و مذهبي من نه تنها مانع موفقيت من نبوده بلكه عامل پيشرفت و موفقيت من بوده است. به طور مثال يكي از دوستانم كه از دانشجويان ممتاز دانشگاه تهران در مقطع ليسانس و ارشد دانشگاه شریف در رشته مکانیک بوده و هم اکنون در بلاد کفر مشغول پروژه دکتراست برايم تعريف مي كرد كه قرار بود براي نشريه ای در دانشگاه تهران اسم انتخاب كنند و همه متفق القول نام "مينروا" را انتخاب كرده بودند (( الهه دانايي يونان )) ولي من به شدت با اين اسم مخالفت كردم و نظر خود را به كرسي نشاندم. اين امر مسلمآ از ممتاز بودن و اعتماد به نفس اين دانشجو ناشي مي شود.
نكته بعدي اين است كه مدرسه و دانشگاه، دانش آموز و دانشجو را طوری پرورش دهد که زبان بسته نباشد وبتواند در جامعه حرف بزند و اين مستلزم اين است كه در محیط آموزشی فضاي ديالوگ فراهم باشد. اما موفقيت، اعتماد به نفس و خوب حرف زدن كافي نيست بلكه جوان مسلمان بايد با كوله باري از بينش هاي فكري قوي و با بصیرت وارد اجتماع شود. دكتر نصر در صفحه 347 كتاب " جوان مسلمان و دنیای متجدد مي گويد: "در دنياي مدرن جريان بسيار نيرومندي به وجود آمده كه جوان مسلمان بايد شنا كردن در جهت مخالف آن را بياموزد" یک جوان مذهبی بايد قبل از ورود جدي به جامعه پيش زمينه اي ذهني از مسائلي مانند جنس مخالف، سكس، سيگار، شادي و لذت، آرامش، مشروب، مد، مواد اعتياد آور، موسيقي، رقص و آواز، رسانه هاي غربي، فيلم و سينما، مدرنيته، غربزدگي، سياست و ... داشته باشد. نكته ديگري كه نبايد فراموش شود روحيه تساهل و مداراست و اين خيلي مهم است كه انسان بتواند در عین حفظ مواضع، تعامل صحيحي با ديگران برقرار كند و در عين اينكه عقايد متفاوتي دارد بتواند جذاب باشد و در جامعه و در ميان همسالان و اطرافیان خود پذيرفته شود.
من فکر می کنم جوان موفق و با اعتماد به نفسي كه با مسائل جامعه آشناست و با بينش هايي قوي، كلامي نافذ و روحيه اي همراه با مدارا وارد جامعه مي شود کمتر دچار تناقضات خواهد شد.

--------------------------------------------

یکی از عجایب روزگار این است که علیرضا سمیعی وبلاگ بنویسد. در مورد علیرضا فقط می تونم بگم که خیلی کارش درسته و فقط می تونم اینو اضافه کنم که وبلاگ سرزمین دیر را باید خواند

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت   توسط محمد الیاس  |