
واژه آزادی را از دهان هر ننه قمری می توان شنید و همین دستمالی شدن زیاد است که سبب شده است آزادی تنها در سطح شعار باقی بماند. اینقدر این واژه را می شنویم که برایمان تکراری و روزمره جلوه می کند و کمتر به دلالت های آن می اندیشیم. بسیاری از مفاهیم دچار همین سرنوشت اسفبار می شوند و جالب است که مفاهیم هرچقدر متعالی تر باشند کمتر می توان به آنها دسترسی پیدا کرد و به معنا و مفهوم آنها نزدیک شد. همه شعار آزادی می دهند ولی توضیح نمی دهند که آزادی به چه درد می خورد؟ توضیح نمی دهند که آزادی چیست؟ توضیح نمی دهند که از چه چیز باید آزاد شد؟ اصلآ چرا باید آزاد شد؟ آیا اصلآ می توان به آزادی رسید؟ مهمترین سوال شاید این باشد که آزادی را باید به مثابه یک ابزار درک کرد یا به مثابه یک هدف؟ انسان، با مزه ترین مخلوق خداوند است. از یک سو در بدر به دنبال آزادی می گردد و از سویی دیگر خودش را با چیزهایی مثل سنت و آداب و رسوم و قانون محدود
می کند و اصلآ گیر افتادن در همین وضعیت متناقض است که انسان را مبدل به خنده دار ترین مخلوق کرده است. اما به هر حال توافقی جهانی وجود دارد که آزادی باید توسط قانون محدود شود. به واقع این قوانین هستند که چارچوب هایی برای آزادی عمل انسان فراهم می کنند. آنارشیست ها می پنداشتند که با از میان رفتن قانون به آزادی خواهند رسید ولی قضیه کاملآ برعکس است یعنی اگر قانون زیرپا گذاشته شود آزادی هم نابود خواهد شد. اگر قانون نباشد نمی توان تعریفی از آزادی ارائه کرد. قانون و آزادی دو مفهوم همبسته اند. از همین رو وقتی می خواهیم از آزادی حرف بزنیم ناگزیر باید از قانون نیز سخن بگوییم. اگر از آزادی پوشش حرف می زنیم باید از قوانین پوشش سخن بگوییم و اگر از آزادی مطبوعات دم می زنیم باید قانونی برای مطبوعات داشته باشیم. اگر ندانیم که حد و مرز و قوانین مربوط به مطبوعات چیست چه طور می توانیم تعریفی از آزادی بیان و آزادی مطبوعات ارائه دهیم؟
نکته جالبی که شاید کمتر به آن توجه می شود این است که عمومآ آزادی را در سطح امر سیاسی و آزادی های مربوط به سیاست جستجو می کنند. بر فرض که بپذیریم سخن گفتن در باب سیاست و حاکمان در جامعه ایران همواره دچار سانسور می شود ( که البته به هیچ وجه این طور نیست) اما آیا آزادی بیان فقط سخن گفتن در باب سیاست است؟ صفحات حوادث روزنامه ها بدون سانسور و در کمال آزادی بیان از جنایات فجیع و گاه جنسی و ناموسی می نویسند. صفحات فرهنگ و اندیشه و ادب و هنر نیز در کمال آزادی از مقولات فلسفی و ادبی و هنری می نویسند. نشریات خانوادگی در کمال آزادی بیان دستورات آشپزی می نویسند و بسیاری چیزهای دیگر. در این میان شاید نیم نگاهی به وضعیت مطبوعات و رسانه های ورزشی در جامعه ما برای نشان دادن وضعیت آزادی و ثمره آزادی مفید باشد. مطبوعات ورزشی از آزاد ترین مطبوعات ایران هستند به نحوی که حتی در دروغگویی و جنجال آفرینی نیز آزاد اند. مطبوعات ورزشی به راحتی خبرسازی می کنند و از پشت پرده های عالم ورزش خبر می دهند. این آزادی بیان در مقوله ورزش به نشریات ورزشی محدود نمی شود بلکه برنامه ای مانند نود در تلویزیون جمهوری اسلامی در کمال آزادی بیان به نقد و تحلیل مسائل مربوط به فوتبال می پردازد. اما علی رغم این همه آزادی بیان در مسائل ورزشی به ویژه ورزش فوتبال، شاهد هیچ رشدی در فوتبال کشور نیستیم. با خودمان روراست باشیم. مشکل از نبود آزادی بیان نیست اگر آزادی بیان به درد می خورد وضعیت فوتبال ما این نبود. ساده انگاری است اگر بیاندیشیم که آزادی بیان می تواند مشکل گشا باشد. در بهترین حالت آزادی بیان فقط به درد غر زدن می خورد. آدمیزاد واقعآ موجود خنده داری است. چون تنها حیوانی است که این قدر به غر زدن علاقه دارد. جایی خوانده بودم که جیغ زدن برای سلامت زنان مفید است. پس تا جایی که می توانید جیغ بنفش بکشید. برای ورشکستگان سیاسی علاوه بر جیغ زدن، کشیدن موها و چنگ انداختن به صورت نیز شدیدآ توصیه می شود.
یادداشت مرتبط : لطفآ آزادی را تعریف کنیم
همه چیز این دنیا سر جای خودشه تنها به این شرط که نگاه مان واژگون باشد
----------------------------------------
و ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرده است؟ سوره 82 آیه 6
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ