
گزین گویه های مناظره ای
۱) تو ما رو بی آبرو کردی / نخیر مدرک زن تو قلابیه / نخیر تو کابینه ات کردان بوده / حالا که اینجوره تو رابطه با عربستان رو خراب کردی / زرنگی تو که رابطه رو با همه خراب کردی / برو بابا اون هاشمی اصلآ چرا پولداره؟ / و این داستان ادامه دارد
۲) افشا گری در جامعه ای تبدیل به ارزش می شود که قوه قضاییه اش فاسد و کم کار باشد
۳) اگر بگویی که چرا خاتمی جلوی شیراک پایین پله ها بود آن طرف هم می گوید تو چرا تن ملوان ها کت و شلوار کردی و آزادشان کردی؟ اگر بگویی بلر نامه داده بود آنها هم نامه رو می کنند که وزارت خارجه انگلیس نامه بلر را تکذیب کرده است. لج بازی های بچه گانه تمامی ندارد انگار. هم کسی که شروع می کند مقصر است و هم کسی که ادامه می دهد.
۴) نباید همان ادبیاتی را که برای مبارزه با اجانب زورگو به کار می بریم در داخل نیز با همان لحن و ادبیات حرف بزنیم. مساله همین است که انقلاب درون خود هنوز نتوانسته دیسکورسی را برای انتقاد و مطالبه صحیح ایجاد کند.
۵) جالب است که این روزها اوباما مدام برای ایران حباب های مهربونی می فرستد و در داخل نظام آدم ها به جان هم افتاده اند. آیا این مسائل را می توان در ارتباط با هم تحلیل کرد؟
۶) خط قرمز تعیین کردن و خط کشی کردن و افشاگری کار رئیس جمهور نیست. رئیس جمهور باید کار کند و وحدت داخلی را حفظ کند برای مبارزه با اجانب البته اگر اگر گاهی بیش از حد به کسی گیر بدهی انتظار داشته باش که به سیم آخر بزند.
۷) احمدی نژاد در مناظره گفت : باور من اين است که امروز آقاي موسوي در برابر من نيست./ بله طبق معمول آتیش از گور دوم خردادی های نون به نرخ روزخوری بلند می شود که میرحسینی شدند و این شائبه را ایجاد کردند که میرحسین هم مانند آنهاست. میرحسین فقط به عنوان یک رقیب انتخاباتی مقابل محمود است و در اصول و اهداف اقتصادی با محمود تفاوت عمده ای ندارد. ضمن اینکه به مقوله فرهنگ توجه بیشتری دارد. فقط ادبیات اش با محمود فرق می کند و زبان تند و تیز و روحیه بی محابای محمود را ندارد.
۸) این مناظره، هیجان و دلهره به جامعه تزریق کرد. مردم دنبال دردسر نیستند و مقصر این دلهره آفرینی را محمود می دانند. تحلیل من این است که احمدی نژاد رای مردم مسالمت طلب را از دست داد و کم اند افرادی که حوصله هیجانات احمدی نژادی را داشته باشند.
۹) من رستم و سهراب تو این جنگ چه جنگی است؟ ....... گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ
۱۰) اصولآ تراژدی در وضعیتی شکل می گیرد که قهرمان داستان متوجه شود که پیروزی اش چیزی نبوده جز شکست اش.
۱۱) همه باید مسئولیت کاستی های نظام را بپذیرند و به جای دعواهای خاله زنکی به فکر جبران اشتباهات و رفع کاستی ها باشند. به گردن هم انداختن مشکلات چیزی را حل نمی کند.
همه چیز این دنیا سر جای خودشه تنها به این شرط که نگاه مان واژگون باشد
----------------------------------------
و ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرده است؟ سوره 82 آیه 6
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ