تبليغاتX
واژگون
 
جنگ های گفتمانی و دوستی های انسانی

همه ما بارها با این کلمه مواجه بوده ایم ((گفتمان)). بارها عباراتی چون ((گفتمان اصلاحات)) و ((گفتمان اصولگرایی)) به گوشمان خورده است. خیلی ها که با این مفهوم آشنایی چندانی ندارند آن را به جای ((گفتگو)) به کار می برند و مثلآ می گویند بیا با هم گفتمان کنیم! اما گفتمان که ترجمه فارسی ((دیسکورس))  است معنایی بس فراخ دارد. گفتمان ها مانند هوایی که در آن تنفس می کنیم ما را در بر گرفته اند. گفتمان ها، ورودی ها و خروجی های ذهن ما را تعیین می کنند. اخبار و اطلاعات زیادی هر روز وارد ذهن ما می شود ولی این گفتمان غالب ذهن ماست که تعیین می کند به کدام یک از این اطلاعات باید اهمیت بدهیم و همچنین هنگامی که می خواهیم حرف و نوشته ای از خود تولید کنیم این گفتمان است که ما را هدایت می کند. به واقع این گفتمان ها هستند که توسط ما سخن می گویند. از این رو بعضی از مترجمین این واژه را به ((سخن)) نیز ترجمه کرده اند. گفتمان ها متکثراند اما هر انسانی برای خود یک گفتمان غالب دارد. گفتمان را نباید با ((سلیقه)) اشتباه گرفت. اینکه کسی اصولگرایی را انتخاب می کند انتخابی از روی سلیقه نیست بلکه گفتمان، او را به این سمت هدایت کرده است. گفتمان ها توسط سلیقه انتخاب نمی شوند بلکه دقیقآ برعکس این گفتمانهای ما هستند که سلیقه های ما را مشخص می کنند. مثلآ اگر دقت کنید در حرف ها و نوشته های افرادی که در گفتمان اصلاح طلبی نفس می کشند عبارات ((نمی پسندم)) و ((می پسندم)) زیاد شنیده می شود. در دوران اصلاحات کلمه های  ((سلیقه)) و ((اختلاف سلیقه)) نیز زیاد به کار می رفت. جناب خاتمی فکر می کرد که مثلآ انتخاب میان ((غرب زدگی)) و ((غرب ستیزی)) چیزی مثل انتخاب میان خورشت قیمه یا قورمه است. غافل از اینکه غرب زده بودن و یا غرب ستیز بودن از جنس سلیقه نیست بلکه انتخابی گفتمانی است.

اما اینها را گفتم تا به اینجا برسم که اگر این نکته را درک کردیم که افراد و اشخاص هر کدام سخنگویان گفتمان خود هستند دیگر به شخصیت  افراد، کاری نخواهیم داشت و حتی وقتی از کسی تعریف و تمجید می کنیم و یا هنگامی که به یکدیگر فحش و ناسزا می دهیم روی سخن با اشخاص نیست بلکه این گفتمان ها هستند که با یکدیگر مواجه می شوند. به قول امام خمینی : ((جنگ ما جنگ عقیده است)). می دانید که، من به شدت با دوم خردادی ها دشمن ام و حتی آنها را خطرناک تر از ضد انقلاب های خارج نشین و مناففین می دانم اما آیا فکر می کنید که من اگر مثلآ ابطحی را از نزدیک ببینم چه کار خواهم کرد؟ سلام و علیک و احوال پرسی و شاید اگر سر حال بود درباره آخرین تحولات اصلاح طلب ها از او سوال کنم. همین الان هم اکثریت دوستان مرا افرادی تشکیل می دهند که به شدت با افکار و عقایدشان مخالف ام. دو انسان در عین اختلاف عقیده و حتی هنگام جنگ عقیدتی به صرف انسان بودن می توانند با یکدیگر دوست باشند.

جریان اصلاحات، خواسته یا نا خواسته جریانی بود که قصد داشت، این جنگ عقیده ها را تقلیل دهد به اختلاف سلیقه ها. اما تجربه نشان داده است که گفتمان هایی پیروز خواهند شد که واجد دو خصلت باشند : اول اینکه متکی به افراد نباشند زیرا با از میان رفتن افراد آنها نیز کمرنگ خواهند شد و دوم اینکه بر قلب و روح افراد مسلط باشند. درست به همین دلیل است که می بینیم پس از گذشت سی سال از انقلاب و در حالی که دیگر خمینی و مطهری و شریعتی در میان ما نیستند هنوز گفتمان انقلاب پا برجاست. اصولگرایی نیز به درستی شعاری را انتخاب کرده است که بر اصول تکیه دارد و نه بر اشخاص و اشتباه است که بعضی بیایند و این چنین بگویند که فلان شخص آخرین تیر ترکش فلان گفتمان است. گفتمان اصولگرایی ثمره گفتمان انقلاب است و تا وقتی گفتمان انقلاب زنده است فارغ از افراد و اشخاص این گفتمان نیز نفس خواهد کشید اما به نظر می رسد که گفتمان اصلاحات در هر دو مورد با مشکل مواجه است چرا که این گفتمان، به شدت به افراد وابسته است و اصراری که امروز در این جریان بر حضور شخص خاتمی دیده می شود نشان از این مشکل آنهاست و همچنین به نظر می رسد که این گفتمان نتوانسته است جایی در قلب و روح مردم باز کند.

همچنین مفهوم گفتمان ما را کمک می کند تا بتوانیم توضیح بدهیم که موضع واقعی ایران در برابر آمریکا و اسرائیل چیست. بدیهی است که صرف گفتن ((مرگ بر امریکا)) امریکا را دچار مرگ نمی کند و اصلآ هدف از گفتن این شعار دعا کردن برای نابودی لحظه ای امریکا نیست بلکه مرگ بر امریکا یک نوع رجزخوانی و اعلام موضع است که به وسیله آن اعلام می کنیم که ما با امریکا دشمن ایم و البته این دشمنی به معنای دشمنی با انسان امریکایی نیست بلکه دشمنی با گفتمانی است که زورگویی و تجاوز و آدم کشی و نفس پرستی را بازتولید می کند. این جمله که ((ما با دولت امریکا مخالفیم و نه با ملت امریکا!)) جمله غلطی است که بارها از زبان مسئولین ما بیان شده است. صحیح آن است که بگوییم ما با گفتمان امریکایی که مبتنی بر تجاوز و سلطه خواهی و قدرت طلبی است مخالف ایم. تا زمانی که این گفتمان در امریکا غالب باشد ما نیز با او درگیر خواهیم بود. فرقی هم نمی کند که این گفتمان در دولت امریکا باشد یا در ملت مریکا. اگر چنین گفتمانی در مردم امریکا نیز غالب باشد ما با آنها نیز دشمن ایم (البته جنگ عقیده ها)

و اگر همین انسان امریکایی تفنگ به دست گرفت و رسمآ قصد تجاوز به ما را کرد آن وقت است که جنگ عقیده ها به جنگ فیزیکی مبدل خواهد شد.

+ نوشته شده سه شنبه 9 مهر1387 توسط محمد الیاس.