تبليغاتX
واژگون
 
کارهای خدا حکمت ندارد!

استدلالات قرآني از جنس فلسفه نيست. با قياس و استقرا پيش نمي رود. صغري و كبري نمي چيند. تنها دعوت مي كند به نظاره. تفكر و تعقلي را كه توصيه مي كند از جنس شهود است و از جنس حيرت. ما را به كشف و شهود مي خواند. همين كه دقيق نظاره كني كافي است. نيازي به دو دو تا چهار تا ندارد.

حكمت را ما تعريف كرده ايم. عقل را همچنين. وقتي مي گوييم عقل منظور کدام عقل است؟ هزاران نوع عقل و تعقل وجود دارد. اينكه بعضي نظام هاي عقلي در پیوند با قدرت خود را رسميت بخشيده اند به معناي وحدت در مفهوم عقل نيست. مگر نه اينكه همين امروز صحبت از رژيم هاي حقيقت مي شود؟ و جالب است كه اين حكمت خود ساخته را تا ذات خداوندي تعميم مي دهيم و مي گوييم : ((كارهاي خدا حكمت دارد)) و طوري اين جمله را به كار مي بريم گويي خدا مجبور است طبق حكمت رفتار كند. آن هم حکمتی که ما تعریف کرده ایم.

 

كارهاي خدا حكمت ندارد. كارهاي خدا عين حكمت است. هر كاري كه خدا كند همان مي شود حكمت. حكمت، بخشنامه اي نيست كه خدا آن را درعرش كبريايي بر ديوار نصب کرده باشد و مطابق با بندهاي آن رفتار كند. حكمت به خدا احاطه ندارد. خدا بر حکمت غالب است. اگر از آسمان سنگ ببارد و اگر دریا شکافته شود و اگر شمر و یزید به بهشت بروند و اگر آب سر بالا برود و اگر قورباغه ها ابو عطا بخوانند اتفاقی خلاف حکمت رخ نداده است. هر كاري كه خدا انجام دهد صفت حكمت آميز مي يابد. از اين روست كه در همه چيز حكمت است و تنها كافي است كه نگاه كنيم تا معناي حكمت را لمس كنيم.

 

درك اينكه هستي حكيمانه است نيازي به تحصيل علم و دانش ندارد و چه بسا علم و دانش نگاه شهودي را منحرف كند و معطوف كند بشر را به عقل ابزاری و اينكه تنها از طبيعت بهره مادي ببرد. آيا واقعا عجيب نيست كه خاك، جنازه ها، فضولات، فاضلاب ها و ... را به خود جذب مي كند و گل و گياه و ميوه و درخت و آب زلال بيرون مي دهد؟ آيا همين كه يك لحظه مبهوت اين همه شگفتي شويم كفايت نمي كند تا ايمان بياوريم؟

قرآن استدلال نمي كند تنها مي گويد به در و ديوار بنگريد. نگريستيد؟ خوب پس چرا ايمان نمي آوريد؟

+ نوشته شده سه شنبه 8 مرداد1387 توسط محمد الیاس.