
دکتر کاشی از آن دسته اساتيدی است كه همواره به نوشتارش رشك برده ام و نوشته هايش را مانند يك كلاس درس مي دانم كه مي تواند ذهن را آموزش دهد كه چگونه با كنار هم قرار دادن مفاهيم فلسفي و اجتماعي
دست به تحليل بزند. اما بي شك انديشه ورزي ايشان را فارغ از ارزش و بي طرف نمي دانم چنانكه هيچ انديشه اي را فارغ از ارزش تلقي نمي كنم و معتقدم كه ذهن هر چقدر هم ورزيده و بسط يافته تر باشد به هر حال ايدئولوژيك است. ايدئولوژي كارگر و كارمند و ديپلم و ليسانس و پروفسور نمي شناسد و همه جا بساط خود را پهن می کند.
كساني كه در حياط خلوت تفكر و انديشه چه از نوع فلسفي، چه از نوع اجتماعي و چه از نوع علمي قدم مي زنند (تفكيك فلسفي، اجتماعي، علمي از خودم است) در گفتمان هاي متفاوتي تنفس مي كنند و بسته به گفتمان متبوع خود، واجد پيش فرض هاي متفاوتي هستند. به طور مثال دكتر غلامرضا كاشي در یکی از آخرین یادداشت های خود با ذكر اينكه دين، خصلتي مكاني دارد و مدرنيته خصلتي زماني اين چنين نتيجه گرفته اند كه دين مكان محور و ايستا در پيوند با سياست مدرني كه زمان محور است و مدام در حال توسعه و تحول، ناسازه اي را شكل مي دهد و شبيه نمازگزاري مي شود كه مي خواهد نمازش را در قطاري متحرك اما رو به قبله اي ثابت اقامه كند. اختلاف از همين پيش فرض ها آغاز مي شود. در اينجا دكتر كاشي دين و سنت را به يك معنا به كار برده اند. آن چيزي كه خصلتي مكاني دارد سنت است و نه دين و اصولآ دين فرا زماني و فرا مكاني است و گيدنز هم مدرنيته را فرايندي متضمن جدا شدن از مكان و زمان مي داند و شايد به همين دليل است كه مدرنيته خود را رقيب دين مي شمارد زيرا مانند دين ادعاي فرا زماني و فرا مكاني دارد. اينكه گفته شود مدرنيته خصلتي زماني دارد و دين خصلتي مكاني حرف واضحي نيست و اگر جناب دكتر سوار قطارهاي ايران شده باشند توقف اين قطارها براي نماز را رويت كرده اند. فقه شيعه قابليت اين را دارد كه كه از قطار مدرنيته عقب نماند تا جايي كه حتي مي تواند مدرنيته لجام گسيخته را در ايستگاه هايي در بين راه متوقف كند.
همه چیز این دنیا سر جای خودشه تنها به این شرط که نگاه مان واژگون باشد
----------------------------------------
و ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرده است؟ سوره 82 آیه 6
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ