تبليغاتX
واژگون
 
لطفآ آزادی را تعریف کنیم

(آزادی ، ابزار يا هدف؟)

 

بعضي كلمات هستند كه اگر به دادشان نرسي مصادره به مطلوب مي شوند و نفله مي گردند از آن جمله است كلمه ((اصلاحات)) كه امروز با مصادره شدن توسط جرياناتي، از محتواي خود تهي شده است و به يك اصطلاح سياسي صرفي تقليل يافته است كه دال برگروه و دسته خاصي است  و اما يكي از اين كلمات كه هنوز رمقي براي نفس كشيدن دارد  و مي توان به نجات محتواي آن از تهي شدگي در چنگ انحصار طلبان اميدوار بود واژه آزادي است. به واقع تا اين واژه نيز به سرنوشت واژه اصلاحات دچار نشده بايد اقدامي كرد. اين تهي شدگي و تقليل يافتگي را مي توان در مفاهيم بنيادين ديگري چون عدالت نيز مشاهده كرد كه روزگاري با مصادره شدن توسط ماركسيست ها و لنينيست ها از محتواي خود تهي گشته و به مساوات تقليل يافته بود و دستاويزي گشته بود براي توجيه قدرت طلبي احزاب سوسياليست و ديكتاتوري استاليني. اين مصادره كردن ها و فروكاستن ها و تهي كردن هاست كه فضاي انديشه و سخن را مغشوش مي كند زيرا هنگامي كه كلمات بنياديني چون ((آزادي))، ((اصلاحات))، ((اسلام))، ((عدالت)) و ((اصول)) معناي خود را از دست دهند ديگر حبلي نخواهند بود كه بتوان بر آنها چنگ زد و حول محور آنها به سامان اجتماعي رسيد.

آزادي كلمه زيبايي است. اما مساله همين جاست كه اين مفهوم بدون هيچ تعريف روشني فقط در زيبايي اش خلاصه مي شود و تنها يك شعار جذاب باقي مي ماند.  شعار آزادي سرداده مي شود بدون اينكه هيچ تعريفي از آن ارائه شود. و گاه هم كه از آزادي سخن گفته مي شود به توصيفي از آن اكتفا مي شود. براي فهميدن معناي اين كلمه مي توان از چند سوال آغاز كرد :

آزادي چيست و چرا بايد آزاد باشيم و چرا آزادي يك ارزش است؟

از چه چيز قرار است آزاد شويم؟ آزادي رها شدن از چه چيزي است؟

آيا آزادي مطلقه وجود دارد؟ (مي توان به آزادي مطلق و خالص رسيد و از همه قيد و بندها آزاد شد؟)

آيا بايد از قيد و بند همه چيز آزاد شد؟ اگر نه، از چه چيزهايي نبايد آزاد شويم؟

آيا آزادي همواره دغدغه بشر بوده است يا تنها يك ارزش مدرن و امروزي است؟

آزادي وسيله است يا هدف؟

نسبت آزادي با تعليم و تربيت چيست؟ اگر قرار است آزاد، زندگي كنيم پس چرا به خود و فرزندانمان اعمال تربيت مي كنيم و قيد و بندهاي رفتاري مي آموزيم؟

پيش فرضهاي اين يادداشت :

الف- انسان موجودي مركب از جسم و روح است. انسان موجودي طبيعي است مانند ساير گياهان و حيوانات كه واجد عقل و فطرت نيز هست. انسان موجودي پوياست و همواره به دنبال رشد و تكامل خويش است.

ب - آزادي، مفهومي دو طرفه است. يعني چيزي بايد از بند چيز ديگري آزاد باشد.

(اگر با اين پيش فرضها مخالف ايد خواندن ادامه اين يادداشت هوده بخش نيست).


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده پنجشنبه 20 تیر1387 توسط محمد الیاس.