تبليغاتX
واژگون
 
آزادانه به جهنم رفتن نيز هیچ ارزشي ندارد

هم و غم قرتي ها دنياست. بزرگترين انتقاد آنها اين است كه چرا برق قطع مي شود و ما نمي توانيم فوتبال تماشا كنيم و جالب آنكه قرتي ها هرچقدر مرفه تر مي شوند حرص و غرغرشان براي دنيا بيشتر مي شود. كعبه آمال شان غرب است و تمام انتقادات شان از اين جا نشات مي گيرد كه چرا ما مانند غرب نمي شويم و چه حقير است خواسته هايشان و گاه كه كمي همت بلند مي كنند آزادي خواه مي شوند. گرچه باز آزادي را براي دنيا طلب مي كنند. آزادي خواهي آنها خام است و هيچ دركي از آزادي ندارند و تنها آن را شعار مي دهند.

وقتي صحبت از ساختار مي كنيم يعني سازوكار ها و كانال هايي كه جهت مي دهد به كنش هاي انساني. ساختارهاي اجتماعي از يك سو رفتارهايي را بر ما تحميل مي كنند و از يك سو ميداني را فراهم مي كنند كه در آن امكاناتي براي كنش هاي انساني ايجاد مي شود. بهترين مثال براي درك اين مطلب، تمثيل جامعه به مثابه كشتي است. الزامات ساختاري بدان معني است كه ما در چارچوب فضايي و تحت قوانين كشتي بايد رفتار كنيم و از همه مهم تر اينكه كشتي در جهت خاصي حركت مي كند و همه سرنشينان خود را به اجبار به مقصد مشتركي مي برد و همه ما مي دانيم كه كسي حق ندارد به بهانه آزادي گوشه اي از كشتي را تصاحب كند و آن را سوراخ كند بلكه بايد الزامات كشتي سواري را رعايت كند اما اين الزامات، همه داستان نيست. فضاي كشتي امكاناتي نيز در اختيار ما مي گذارد. فضاهايي عمومي در عرشه و فضاهايي خصوصي در كابين ها و امكاناتي ديگر. اينجاست كه قرتي هايي كه از الزامات كشتي و جهتي كه كشتي به سويش روان است در عذاب اند مي توانند از اين امكانات استفاده كنند و در كابين هاي خود آزادانه فسق و فجور كنند و البته تنها كساني به ساحل سلامت خواهند رسيد كه خود را در كابين هاي شان به آتش نكشيده باشند و راه ديگري نيز البته براي قرتي هاي ناراضي وجود دارد و آن اينكه شورش كنند و هدايت كشتي را به دست گيرند و آزادانه آن را غرق كنند. قرتي هايي كه معتقدند جمهوري اسلامي مي خواهد افراد را به زور به بهشت ببرد هيچ دركي از مفهوم ساختار ندارند. دليل اينكه قرتي ها، رفتن به بهشت ولو به اجبار را دوست ندارند اين است كه اصولآ اعتقاد و شناختي نسبت به بهشت و جهنم ندارند و ثانيآ اگر باوري هم به آن داشته باشند چنان دلبسته دنيا هستند كه اصلآ نمي توانند به اين بيانديشند كه بايد روزي از اين مسافرخانه كوچ كنند. بارها براي من پيش آمده كه مايل به سفر نبوده ام و دوستانم مرا به اكراه و اجبار با خود به سفر برده اند و بسيار هم لذت برده ام و از خود تعجب كرده ام كه چرا در برابر فشار آنها مقاومت مي كردم. از اين رو حتي اگر چونان قرتي ها معتقد باشيم كه جمهوري اسلامي مي خواهد ما را به زور به بهشت ببرد باز به نظر مي رسد ايرادي بر آن وارد نيست و بايد تشكر كرد از كسي كه مي خواهد دست مان را بگيرد و به زور ما را به جاي بهتري ببرد. در اينجاست كه قرتي ها كمي مخ شان را به كار مي اندازند و مي گويند : خيله خوب رفتارهاي انساني در صورتي ارزش دارد كه از روي اراده و انتخاب باشد و بهشت رفتن به زور هيچ ارزشي ندارد. اولآ بهشت رفتن يك رفتار نيست بلكه نتيجه رفتارهاست و ممكن است انسان با اعمال غير ارادي نيز به نتيجه خوبي برسد ثانيآ همان طور كه گفته شد درك اين افراد از مقولاتي چون ساختار و آزادي دركي سطحي است. آنها انسان را موجودي فارغ از جامعه و ساختارهاي اجتماعي تصور مي كنند كه صد در صد در اعمال و رفتارهاي خود آزاد است غافل از اينكه در يك نظام اجتماعي همواره ساختارها دست اندركار جهت دهي به افكار و اعمال ما هستند و رها شدن از ساختارهاي ايجاد شده پس از انقلاب اسلامي به معناي گير افتادن در ساختارهاي ديگري است كه شايد آن ساختارها بخواهند ما را به زور به جهنم ببرند. اما فارغ از بحث هاي نظري دروازه هاي جهنم هميشه باز است و قرتي هايي كه دوست ندارند به زور! به بهشت بروند خيالشان راحت باشد كه عرصه خصوصي برايشان اين فرصت را ايجاد كرده است كه بر هيزم آتش جهنم خود بيفزايند. قرتي هايي كه به زور رفتن به بهشت را دوست ندارند مي توانند در پستو ها آن قدر آزادانه و در كمال اراده و اختيار گناه كنند و در كمال آزادي و با افتخار و شكوه راهي جهنم شوند.

و اما به اينجا كه مي رسيم عده اي قرتي مي گويند كه خوب! حالا از كجا معلوم كه جمهوري اسلامي ميخواهد ما را به بهشت ببرد؟ و در جواب بايد گفت كه خود شما قرتي ها گفته ايد كه جمهوري اسلامي مي خواهد ما را به زور به بهشت ببرد و اتفاقآ انتقاد ما از جمهوري اسلامي همين است كه چرا جمهوري اسلامي از آموزه هاي دين و انقلاب و رهنمودهاي امام فاصله گرفته است؟ پس وقتي من و امثال من از جمهوري اسلامي انتقاد مي كنيم لطفآ دوستان قرتي خوشحال نشوند چون اين ديگ براي آنها نمي جوشد و انتقاد ما انتقاد براي بازگرداندن كشورمان در خط اسلام و امام است و انتقاد آنها براي رسيدن به حيوانيت تمدن غرب. اگر من مي گويم كه بعضي از ساختارهاي نظام فاسد است اين فساد را به معناي اسلامي نبودن به كار مي برم و قرتي هايي كه مي گويند جمهوري اسلامي فاسد است منظورشان اين است كه چرا مثل غرب فاسد تر نمي شويم.

اگر بهشت رفتن به اجبار فاقد ارزش است، جهنم رفتن نيز ، چه با اجبار و چه آزادانه  فاقد ارزش است.

+ نوشته شده شنبه 8 تیر1387 توسط محمد الیاس.