تبليغاتX
واژگون
 
فقر ایدئولوژیک جریان اصلاح طلبی

يك سري عناصر وجود دارد كه براي جماعت تجديد نظر طلب اصلاح طلب دوم خردادي به مثابه نشانه هاي مشتركي عمل مي كند كه مي توان با آنها اين جماعت را از ديگران تشخيص داد. اين جماعت به طرز عجيبي خود را به امام ميچسبانند و ادعا مي كند كه كه تنها خودشان از ياران و نزديكان امام بوده اند اما از آنجايي كه به صراحت، آرمانهاي امام را در تقابل با افكار و انديشه هاي خود مي بينند و از آن رو كه ميخواهند از خود چهره اي منتقد ارائه كنند همواره بعد از اينكه خود را از ياران و دوست داران امام معرفي كردند اين جمله را نيز ذكر مي كنند كه ((البته ما به امام انتقادهايي داريم)). در واقع، امام براي آنها تنها يك شخصيت تاريخي كاريزماتيك است كه زماني آنها را مجذوب خود كرده بود و الا اين جماعت،هيچكدام از آرمانها و اهداف امام را قبول ندارد و اين تجديدنظر طلبي را نيز چنين توجيه مي كنند كه ((افكار امام متعلق به زمان خود امام بود)) عجبا! مگر افكار و آرمان ها تاريخ مصرف دارند؟ آيا عدالت و آزادي و استقلال مفاهيمي مربوط به يك دوره خاص اند؟ مگر نه اينكه افلاطون و ارسطو امروز نيز حضور دارند؟ و نكته جالب اينكه همين جماعت كه خود را واجد صلاحيت براي نقد امام مي دانند از هرگونه نقدي بر ايدئولوگ سكولار خود يعني دكتر سروش برآشفته مي شوند و او را تبديل به اسطوره اي مي كنند كه هركسي را توان ورود به محدوده وي نيست. همين افراد كه هيچ گونه نقدي بر افكار سروش را بر نمي تابند و مي گويند كه بايد افكار سروش را به صورت علمي پاسخ داد خود به بدترين شكل ممكن و با بدترين واژگان به مصباح حمله ور مي شوند. از همين حملات تند مي توان فهميد كه تا چه حد اين جريان از افكار مصباح كه امروزه بازتوليد كننده زيربناي ايدئولوژيك نظام است هراس دارد. اين امري اثبات شده است كه براي مبارزه با يك جريان بايد با ساختارهاي زيربنايي فكري آن مبارزه كرد. از همين روست كه دشمنان ما ابتدا فردي چون شهيد مطهري را نشانه مي گيرند و از آنجايي كه توان مبارزه علمي با مطهري را در خود نمي بينند روي به حذف فيزيكي مي آورند. زيرا خوب مي دانند كه تا مطهري ها وجود دارند نمي توانند افكار منحرف خود را جايگزين كنند و تا وقتي كه نتوانند افكار خود را جايگزين كنند خود نيز محلي از اعراب نخواهند داشت. براي احياي جامعه مدني و دموكراسي ليبرال، سكولار ابتدا بايد از مردم سالاري ديني و ولايت فقيه مركزيت زدايي كنند و براي احياي حقوق بشر غربي بايد حقوق اسلامي را به تمسخر بكشند. چيزي كه مشخص است اين است كه جماعت تجديد نظر اصلاح طلب به شدت از فقر ايدئولوژيك رنج مي برد و به همين خاطر است كه زيربناي فكري خود را از سكولاري چون سروش، وام ميگيرد و گاهي نيز دست به دامن متفكران غربي مي شود و به همين دليل فقر ايدئولوژيك است كه پيش روي خود چاره اي جز تخريب متفكران و ايدئولوگ هاي طرف مقابل نمي بيند. مصباح فردي است كه اصلاح طلب ها به شدت از مناظره با وي هراس دارند و تنها يكبار كه توسط حجتي كرماني با وي مناظره كردند به شكل مفتضحانه اي شكست خوردند.

تنها راه براي كساني كه فقر ايدئولوژيك دارند تخريب شخصيت و حذف فيزيكي است.

+ نوشته شده چهارشنبه 22 خرداد1387 توسط محمد الیاس.