تبليغاتX
واژگون
 
مغالطات سروش

تاملاتي در پاسخ دوم دكتر سروش به آيت الله سبحاني

 

دكتر سروش : من ایمان خود را از عارفان گرفته ام نه از فقیهان.

اتفاقآ به نظر من جناب سروش كار خوبي كرده اند كه ايمان شان را از فقيهان نگرفته اند چون فقيهان فقط به امور فروعات و بايد و نبايدها و احكام شرع ميپردازند. اما من نمي فهمم كه جناب سروش كه ادعاي محقق بودن و مخالفت با تقليد دارند چرا در زمينه ايمان از عرفا تقليد مي كنند؟ اصولآ مگر نبايد امور عقلاني و اصول ايماني دين را با عقل و تحقيق خود كسب كنيم؟ سوال ديگر اينكه آيا جناب سروش به فروعات دين عمل مي كنند؟ اگر جواب مثبت است ايشان نماز و روزه و خمس و زكات خود را چگونه و مطابق حكم كدام مرجع انجام ميدهند؟ اگر خودشان مجتهد اند كه هيچ و اگر نيستند چگونه تقليد مي كنند در حالي كه منكر تقليد كردن هستند؟ به نظر مي رسد كه جناب سروش علي رغم ادعاهاي خود نه تنها مقلد هستند بلكه مقلد پرور نيز هستند زيرا بسياري از شاگردان و پامنبري هاي ايشان حتي از نحوه نگارش ايشان تقليد مي كنند و بارها هنگام بحث با مقلدين سروش مشاهده كرده ام كه تمام مفاهيم فكري خود را از سروش وام گرفته اند و خود هيچ چيزي براي عرضه كردن نداشته اند. مفاهيمي چون ((ذاتي و عرضي دين)) در سخنان مقلدين سروش فراوان است. جناب سروش! چرا به پامنبري هايتان انديشيدن نمي آموزيد و فقط مقلد هاي طوطي صفت پرورش مي دهيد؟


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده سه شنبه 31 اردیبهشت1387 توسط محمد الیاس.