
سخت مشغول درس و کتاب بودم. دو هفته بود كه از خانه بيرون نرفته بودم چون مريض بودم و در اين چند روز مشغول استراحت و مطالعه بودم. زندگی ام شده کتاب و اینترنت. تلویزیون را هم به طور کامل تعطیل کرده ام. يك روز از خواب بلند شدم. رفتم بيرون تا شير و كيكي بخرم براي صبحانه. ناگهان ديدم چندين خانوم بدون روسري در حال قدم زدن هستند متعجب از بي خيالي آنها به خانه برگشتم. مشغول خوردن صبحانه بودم و تلويزيون را روشن كردم. از این برنامه های صبحگاهی بود. ناگهان شنیدم که مجري برنامه گفت اميدوارم كه ديشب رابطه جنسي خوبي با همسرتان برقرار كرده باشيد. با تعجب صداي تلويزيون را بيشتر كردم ولي صحبت عوض شده بود و چند نفر داشتند در يك اتاقك فقط با يك لباس زير نرمش مي كردند. با خودم گفتم شايد جمله را اشتباهي شنيده ام ولي طرز لباس پوشيدن ورزشكاران برايم تازگي داشت آن هم در تلويزيون. با خودم گفتم شايد يه چند وقتي است كه تلويزيون نگاه نكرده ام و فضاي برنامه ها تغيير كرده است. كانال را عوض كردم ناگهان مواجه شدم با صحنه اي كه در آن يك مرد و زن كاملا برهنه ...
همه چیز این دنیا سر جای خودشه تنها به این شرط که نگاه مان واژگون باشد
----------------------------------------
و ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرده است؟ سوره 82 آیه 6
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ