
مرده ها در حيات اجتماعى ما شريكند
(این مقاله در روزنامه ایران منتشر شد.)
شايد چنين پنداشته شود كه با وقوع مرگ، زندگى اجتماعى انسان تمام مى شود و در نتيجه هر قدر انسان ها در فضاها و موقعيت هايى مربوط به مرگ قرار گيرند از واقعيت هاى خودساخته اجتماعى و فرهنگى و نتايج مادى تمدن فاصله بيشترى مى گيرند. شايد گمان مى كنيم هنجارها و واقعيت هاى اجتماعى در مراسم كفن و دفن كمرنگ تر جلوه مى كنند، اما قضيه كاملاً برعكس است. ساختارهاى خودساخته اجتماعى انسان به قدرى بر ما تعين پيدا كرده اند كه حتى مشاهده مستقيم مرگ نيز نمى تواند ما را از چنبره هنجارها و ساختارهاى اجتماعى و فرهنگى برهاند. در واقع زندگى اجتماعى و واقعيت هايى چون اختلاف طبقاتى و قشربندى اجتماعى و هويت طلبى و تقسيم بندى جنسيتى نقش ها به قدرى ريشه دار و قوى عمل مى كند كه حتى در گورستان نيز استيلاى خود را حفظ مى نمايد. شايد ارواح هم درگير هنجارهاى اجتماعى خود باشند! اين مسأله را مى توان از راه تحليل محتواى اعلاميه ها، سنگ قبرنوشته ها و رفتارهاى مردم در هنگام برگزارى مراسم تدفين روشن نمود. با رويكرد روش شناسى مردم نگارانه مى توان به اين نكته پى برد كه بين يادآورى مرگ و كمرنگ شدن واقعيت هاى اجتماعى و بايد و نبايدهاى فرهنگى نه تنها همبستگى مثبتى وجود ندارد بلكه در مناسك به خاكسپارى و آداب و رسوم مربوط به مرگ، واقعيت هاى اجتماعى هم خود را نشان مى دهند و هم با قدرت هرچه تمام تر بازتوليد مى شوند.
سفر يزد
يه پنجشنبه و جمعه اگر متصل بشه به شنبه تعطيل (عید غدیر) فرصت خوبيه تا ده تا دوست، دو تا ماشين ايران خودرو رو استارت كنن و يه كارت سوخت هم رديف كنن و راه بيفتن به سمت شهر يزد.
همه چیز این دنیا سر جای خودشه تنها به این شرط که نگاه مان واژگون باشد
----------------------------------------
و ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرده است؟ سوره 82 آیه 6
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ