تبليغاتX
واژگون
 
- خش خش خشونت

(هفت نکته در باب خشونت)

یک ـ زمانی باغ وحشی در شهر لوس آنجلس آگهی کرده بود که 2 نمونه از خطرناکترین موجودات دنیا را به نمایش گذاشته است و ادعا كرده بود كه اين موجود وحشتناك، تنها موجودی است که می تواند زمین و همه حیوانات آن را نابود کند. بله، در قفس، یک دانشجوی پسر و یک دانشجوی دختر از دانشگاه کالیفرنیا  قرارداده شده بودند . براستی آیا می توان حیوانی را تصور نمود که نسبت به سایر موجودات و حتی همنوع خود بی رحم تر و خشن تر از انسان باشد؟ بی رحمی ها ، ظلم ها و خشونت هایی که انسانها درمورد یکدیگر نشان می دهند در هیچ حیوانی دیده نمی شود یکی از صاحب نظران گفته است: رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه انسان را مي توان رفتار حیوانی ناميد . احتمالآ اگر حيوانات معني اين جمله را درك مي كردند تظاهرات به پا مي كردند و به اينكه رفتارهاي بي رحمانه انسان را به آنان نسبت دهند معترض مي شدند.
دو ـ مشاهده پرخاشگری های غیر قابل تصور انسان برای عده ای این عقیده را پیش آورده که خشونت در انسان، امري ذاتی و فطری است و انسان گرگ انسان است. این باور، باور خطرناکی است زیرا در صورت پذيرفتن فطری بودن اين مساله، خشونت درانسان تبدیل به نیازی طبیعی میشود که حتما باید ارضا شود. فروید از طرفداران ذاتی بودن پرخاشگری است،او معتقد است که پرخاشگری نیروی نهفته ای در انسان است و دارای حالت هیدرولیکی است یعنی به تدریج در شخص متراکم و فشرده می شود. به نظر او در مقابل غریزه حفظ بقا ( يعني همان غریزه زندگی) در انسان، غریزه دیگری وجود دارد به نام (غریزه مرگ). اين غريزه بر خلاف غریزه زندگی، سعی در نابودی و تخریب دارد.  اگر غريزه مرگ و خشونت در انسان نتواند دیگران را نابود کند معطوف به خود می شود و به صورت خود آزاری و خود کشی جلوه می کند. می توان از آقای فروید انتقاد کرد که گاهی انسان برای حفظ بقا و احیای غریزه زندگی از غریزه مرگ یعنی خشونت استفاده می کند و در واقع گاهی این دو غریزه بر هم منطبق می شوند یعنی بکش تا زنده بمانی. در اين صورت غريزه مرگ باعث حفظ بقا و احياي زندگي مي شود.

سه - یک عقیده جالب در مورد خشونت و به ویژه خشونت انسانی نظریه لورنز است. این جانور شناس بنام اتریشی نشان مي دهد که حیواناتی که نسبت به سایر حیوانات خشن تر اند با همنوع خود اخلاقی ترند و حیواناتی که نسبت به سایر حیوانات ضعیف ترند و فرار را بر جنگ ترجیح می دهند با همنوع خود غیر اخلاقی تراند.  حیواناتی که ابزار جنگ دارند با خودشان مهربان اند و حیواناتی که فرار می کنند با همنوع خود بد رفتارند. مثلآ شيرها با هم خوش رفتارند ولي گوزن ها با هم نزاع مي كنند و به هم شاخ مي زنند. مي توان دليل اين امر را به ميل جاودانگي و تكامل طبيعي دارويني مربوط كرد. به نظر من دلیل این امر این است که جنگ ضعیف با ضعیف جنگی بی ثمر و بی خطر است و نوع جانور را نابود نمی کند. در واقع موجودات می خواهند ژن آنها در طبیعت باقی بماند گرچه خودشان نابود می شوند ولی می خواهند نسل های آنان در آینده گسترش پیدا کنند. انسان در دسته دوم جای می گیرد یعنی انسان حیوان ضعیفی است که همواره از خطرات فرار می کرده در نتیجه نسبت به همنوعان خود بد اخلاق است و بازدارنده های خشونت نسبت به همنوع در انسان ضعیف است. يكي از شاعران معاصر (فاضل نظري) گفته است:             

 من رستم و سهراب تو! این جنگ چه جنگی است؟

گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم  ننگ!!!

در واقع جنگ دو پهلوان به نام رستم و سهراب جنگي بسيار مخرب است كه هر دو را نابود مي كند. رستم با اين جنگ فرزند خود و نسل خود را نابود مي كند. فلذا بهتر است كه موجودات قوي با هم صلح نامه اي امضا كنند و بيهوده وقت خود را صرف جنگيدن با هم نكنند و بهتر است بين موجودات قوي دنيايي كاملآ چند قطبي برقرار باشد و اگر قرار است جنگي باشد، جنگ شان هم از نوع جنگ سرد باشد. ولی موجودات ضعیف و ترسو نسبت به هم کم تحمل تر هستند و بازدارنده های اخلاقی ضعیف تری نسبت به تجاوز به همنوع دارند زيرا خشونت هاي كوچك بين آنان نوع گونه و نسل آنان را نابود نمي كند، خشونت انسان به انسان از نوع خشونت ضعیف به ضعیف است و باعث نابودی نوع انسان نمی شود. چنانکه می بینیم علي رغم خشونت هاي فراوان از ابتداي تاريخ، امروزه نسل انسان نابود نشده است ولی خشونت همواره در بین انسانها وجود دارد چون انسانها (ضعیف و بد اخلاق) اند.  لورنز معتقد است امروزه این الگو در باره انسان عوض شده است زیرا با توسعه تکنولوژی، انسان تبدیل به  موجودی قوی شده است ولی همچنان بد اخلاقی خود را حفظ کرده است یعنی انسان از موجود (ضعيف و غير اخلاقي)  تبدیل به موجود ( قوی و غير اخلاقي) شده است و این راز وحشتناک بودن انسان امروز است که بدون پروا طبیعت ، حیوانات، دیگران و خود را نابود می کند. گویی انسان امروزي در حال انتقام گرفتن قرنهای ضعیف بودن خویش است. انسانی که از سایر موجودات فرار می کرده امروزه به همه آنها حمله می کند. انسان امروزي حتی به خودش هم رحم نمی کند توجه داشته باشید این که گفته می شود خود کشی کار انسان ضعیف است جمله درستی نیست به واقع هر چقدر ميزان قدرت انسان افزایش پیدا کرده میزان خودکشی هم در جامعه انسانی رشد کرده است. در فرهنگ سامورايي نيز خودكشي عملي شجاعانه قلمداد مي شود و در تحليل جامع دوركيم از خودكشي نيز نمي توان اثري از خودكشي ناشي از ضعف ديد. طبق تحلیل لورنز موجودات به دو دسته تقسیم می شوند:
الف- موجودات (قوی و صبور) مانند عقاب وشیر، ب- موجودات (ضعیف و کم تحمل) مانند گوزنها و انسانهای عصر باستان ، ولي امروز مي توان دسته سومي را بدان افزود به نام موجودات (قوی و کم تحمل) که همان انسان امروزی است. جالب توجه اینکه همواره در اسطوره ها صفات پهلوانی به موجودات (قوی و صبور) تعلق می گیرد و پهلوانانی که قوی و صبور باشند فقط در اسطوره ها وجود داشته اند و به نوعي آرمان و  آرزوي بشر بوده است كه بتواند قدرت را در كنار صبر و اخلاق جمع كند.

چهار ـ در مقابل کسانی که معتقد اند خشونت ذاتی و فطری انسان است عده دیگری معتقدند که خشونت پدیده ای اکتسابی است و اين شرایط اجتماعی است كه اعمال خشونت را لازم می کند و آن را به موجودات می آموزد. مثلا اگر موش و گربه ای از بچگی با هم  بزرگ شوند و غذای خوب و کافی برای گربه فراهم باشد گربه با موش بازی می کند و او را نمی کشد اما گربه ولگرد به موشها حمله می کند چون می داند بعد از ظهر کسی کاسه شیر جلوی او نمی گذارد. رفتارهای خشونت بار انسانها نیز در اثر تحریکات و احساساتی است که از رسانه ها، فرهنگ و دین و به طور کلی از اجتماع ناشی می شود. امروزه این دو نظر با هم جمع شده اند و دانشمندان معتقد به دیا لکتیک بین ژنتیک و محیط هستند یعنی صفات به صورت بالقوه در انسان وجود دارد و شرایط محیطی می تواند آنها را بالفعل کند و موجب بروز آنها شود.
پنج ـ  خشونت چیست ؟ خشونت از نظر علمای سیاسی قدرتی است که به صورت نا مشروع اعمال شود، از منظر زیست شناسان رفتاری است پرخاشگرانه میان حیوانات در جهت حفظ بقا. از نظر روان شناسان رفتاری است پرخاشگرانه که باعث صدمه زدن به دیگری یا خود شود. آیا خشونت رفتاری است مختص حیوانات؟ نه انسانها هم خشونت می کنند حتی طبیعت هم خشونت می کند گاهی گفته می شود طبیعت این منطقه طبیعت خشنی است یا کار معدن کار خشنی است. آیا خشونت حتما باید عمدی و ارادی باشد؟ نه خشونت اشیاء، طبیعی است، حیوانات به طور غریزی خشونت می کنند، دیوانه ها غیر عمدی خشونت می کنند، بعضی انسانها بدون اینکه عمدی داشته باشند به خاطر مسائل فرهنگی و مذهبی و جغرافیایی و زیستی و تاریخی و اجتماعی نسبت به دیگران خشن تر اند. بارها شنیده اید که فوتبال ورزش خشنی است یعنی طبیعت فوتبال اقتضاء می کند که در آن خشونت باشد و اگر پای کسی در فوتبال شکسته شود نمی توانیم بگوئیم این عمل خشونت بار عمدآ انجام شده است. آیا خشونت بد است؟ بد و خوب را باید تعریف کرد مثلا اگر جانوری برای حفظ بقاء خود خشونت کند این کا بد است یا خوب؟ خشونت امری نسبی است چنانکه گفته شد بعضی ذاتآ نسبت به دیگران خشن تر اند و بعضی از فرهنگ ها چیزی را خشونت می دانند که در فرهنگ دیگر آن پدیده خشونت نام ندارد. به نظر من (كه از بعد جامعه شناختي به همه چيز نگاه مي كنم) خشونت هر چه كه باشد نوعی کنش اجتماعی بین کنشگران اجتماعی است که در آن حداقل یکی از طرفین ناراضی است زیرا به او ضرر و زیان مالی و جانی و روحی وارد شده است. از لحاظ حقوقی هر خشونتی جرم نیست ولی هر جرمي در واقع نوعی خشونت محسوب مي شود. فقط  بعضی از خشونت ها جرم محسوب می شوند.  بسیاری از خشونتها در جامعه تشویق می شوند و در لواي بنياد گرايي و غيرت حتي نوعي قداست مي يابند. به هر حال واژه خشونت حامل باری منفی است و ما را به یاد کلماتی چون
قتل،تجاوز،جنگ،ترور،دزدی،خونریزی،ضرب و شتم،شکنجه و... می اندازد ولی به نظر من خشونت مصادیق دیگری نیز دارد، تهمت، مسخره، عیب جوئی و غیبت که نوعی ترور شخصیت وتجاوز به آبرو و اعتبار افراد هستند نيز نوعي خشونت هستند و چه بسا خشونت هايي جدي تر و مهم تر باشند. حکومت ها برای کنترل اجتماع از خشونت استفاده می کنند و مردم نیز نسبت به حاکمان اعمال خشنی چون ترور فیزیکی و ترور شخصیت را به کار می برند. روزنامه نگاران مقالات تندی بر علیه حاکمان می نویسند. طنز پردازان و كاريكاتوريست ها گاهي با قلمشان به شدت خشونت مي كنند. شاید گفته شود عیبی ندارد چه بهتر که خشونت از سطح فیزیکی مثل کشتن و ضرب و شتم به سطح نرم افزاری مانند انتقاد، بحث، مسخره، توهین و ترور شخصیت برسد، در جواب باید گفت اولا چه ضمانتی وجود دارد  افرادی که فاقد قدرت اند و خشونتهای آرامی را نسبت به حاکمیت اعمال می کنند اگر به قدرت برسند آنها نیز مانند حاکمان قبلی دست به خشونت فیزیکی نزنند؟ در واقع آنها چون قدرت اعمال خشونت سخت را ندارند دست به خشونت نرم می زنند چون چماق و تفنگ ندارند از قلم و زبان استفاده می کنند. ثانيآ آیا خشونت به شخصیت، آبرو و روح افراد را می توان خشونت نرم نامید؟ خشونت، مصادیق دیگری نیز دارد حتی آلودگی محیط زیست نیز می تواند نوعی خشونت محسوب شود، شکار بی رویه حیوانات و بر هم زدن چرخه طبیعت هم عمل خشنی است، حتی در بازیها و ورزش ها خشونت وجود دارد، تصور کنید در بازی شطرنج وقتی شما پیروز می شوید به طرف مقابل، القا می کنید که من از تو قوی تر هستم و تو هیچ غلطی نمی توانی بکنی وبه این وسیله به شخصیت و روح او خشونت می کنيد. در بحث های علمی و فلسفی، فردی که سر انجام حرفش را به کرسی می نشاند در واقع به شعور دیگران خشونت می ورزد.

شش ـ بدون اغراق می توانیم سخنان بسیاری از علمای اجتماعی را تایید کنیم که عصر ما عصر پر خاشگری است و من این جمله را اضافه می کنم که عصر ما عصر بی تفاوتی نسبت به خشونت است. ما هر روز تصاویر خشونت باری را از سراسر دنیا می بینیم و اخبار وحشتناکی را می شنویم و ناهارمان را می خوریم و لبخند می زنیم و سیگارمان را دود می کنیم. یکی از جامعه شناسان به نام الیوت اورنسون نقل می کند که روزی پسرش از او پرسید ناپالم چیست؟ و او پاسخ داد ناپالم ماده ای شیمیایی است که به پوست می چسبد و پوست را به شدت می سوزاند و شخص را می کشد، لحظه ای بعد متوجه شد که اشک از چشمان پسرش سرازیر است و او متوجه شد که چقدر تا به حال نسبت به این سلاح آدمکش فجیع بی تفاوت بوده است.
هفت ـ  به هر حال خشونت همواره وجود داشته است، وجود دارد و وجود خواهد داشت وفقط در طول تاریخ فرم و شكل آن تغییر می کند. انسان همواره نا راضی است از این رو احساس می کند که در دنیایی خشن زیست می کند. بنابر قانون تعرف الاشیا باضدادها (هرچيزي با ضدش شناخته مي شود) خشونت آن چیزی است که برای انسان مطبوع و ملایم نباشد.

به حرف (خ خ خ خ خ) و عبارت (خش) و همچنین عبارت (خش خش) دقت کنید، خشونت خود  واژه ای خشن است.

---------------------------------------------------------------------------

- این مقاله را قبلآ برای  نشریه فصل نو نوشتم ولی به دلیل خراب بودن بخش نظرات سایت علی رغم بازدید زیاد از این مطلب از نظرات خوانندگان استفاده نکردم در نتیجه با ویرایشی جدید در واژگون منتشر کردم.

- عکس ها مربوط به وحشی گری های سربازان صهیونیست است که جناب بختیاری عزیز نویسنده وبلاگ مرصاد لطف کردند و برایم فرستادند.

ـ  لینک این مطلب در سایت یک

+ نوشته شده پنجشنبه 29 شهریور1386 توسط محمد الیاس.