
اينکه همواره نوشته های من رنگ و بوی دفاع از حاکميت را دارد شايد به اين خاطر است که من همواره شمشير انتقادم را به سمت جامعه گرفته ام. جامعه ای که می خواهد به توسعه و رفاه برسد ولی آداب آن را نمی داند و هنوز درگير تفکرات سنتی خود است. اگر سيستم دولتی ما ناکارآمد است اين ناکارآمدی از کره مريخ بر ما نازل نشده بلکه فساد و ناکارآمدی دولت بازتابنده فرهنگ جامعه متبوع خويش است. قبول دارم که بسياری از تصميمات دولت ايران به صورت هياتی و ريش سفيدی و با سلام و صلوات گرفته می شود ولی آيا اين فرهنگ ما نيست؟ آيا خانواده های ايرانی برای حل مشکلاتشان کار کارشناسی می کنند؟ و مثلآ به مشاور و روان شناس مراجعه می کنند؟ خوب مسلمآ همين روحيه ايرانی به دولت هم منتقل می شود. آيا اينکه دولت مردان ما يک اشتباه را چندين بار تکرار می کنند ناشی از همان حافظه کوتاه مدت تاريخی ملت ما نيست؟ آيا ما روحيه مدارا داريم که می خواهيم دولت با افکار مخالف خود مدارا کند؟ آيا به هم رحم می کنيم که انتظار داريم دولت به ما لبخند بزند؟ به همين دليل است که فکر می کنم وقتی عده ای شروع به انتقاد و گاهی اوقات غر زدن می کنند در واقع عيب و ايراد خود را در حکومت فرافکنی می کنند. دوستان! وقتی لجن زاری وجود دارد که پشه توليد می کند اشتباه ترين کار برخورد کردن با پشه هاست زيرا لجن زار دوباره پشه توليد خواهد کرد. بايد مرداب را بخشکانيم و اين جاست که وظيفه معلمان و روشنفکران جامعه معلوم می شود. معلمانی که بايد با علم وعمل، آيين درست زيستن را به ما بياموزند. امروزه با توسعه وسايل ارتباطات جمعی چون روزنامه و ماهواره و اينترنت و تلويزيون و گسترش سواد آموزی و توسعه دانشگاه ها و رشد قشر دانشجو، جامعه ايران يک جامعه آگاه است اما تنبلی و اهمال کاری و شايد هم رياکاری ما، اين آگاهی را محصور در حرف ها و تفکرات ما می کند و اين آگاهی تبديل به عمل نمی شود. با جهل و تنبلی و رياکاری ره به جايی نخواهيم برد. يک روز وظيفه ما شعار دادن و پخش اعلاميه و انقلاب کردن بود روز ديگر جانبازی و شهادت و دفاع از ايران و انقلاب. ولی وظيفه امروز ما شعار دادن و انقلاب کردن و شهادت نيست گرچه هميشه بايد برای شهادت آماده بود ولی وظيفه امروز ما آگاه شدن و آگاه کردن، دست به کار شدن و تشويق ديگران به ساختن است و روشنفکر آگاه فرزند زمانه خويش است. شريعتی در دوران خود وظيفه معلمی و روشنفکری را به خوبی انجام داد ولی امروز زمان ابوذر با استخوان شتر نيست. بايد از هم انتقاد کنيم (نهی از منکر) و به هم پيشنهاد دهيم (امر به معروف). از خود،خانواده، دوستان و اطرافيان خود شروع کنيم. شايد اين حرف ها تکراری باشد ولی بايد به اين سوالات جواب دهيم که : ما چگونه مردمانی هستيم؟ ما چگونه ما شديم؟ چه صفات بد و چه پتانسيل هايی داريم؟ چه می خواهيم؟ و چگونه بايد به خواسته هايمان برسيم؟ بايد شروع کنيم بايد صبور باشيم بايد اميدوار باشيم. می شود. ما می توانيم. بايد آگاه شويم و عمل کنيم.
روزی استادی به من گفت می دانی فرق فرهنگ و تمدن چيست؟ و ادامه داد که امريکا کشوری است با فقر فرهنگی و غنای تمدنی و ايران کشوری با غنای فرهنگی و فقر تمدنی است و من اضافه می کنم که
فاصله فرهنگ تا تمدن فاصله آگاهی تا عمل است.
----------------------------------------------------
امروز مي خوام يه تجربه جديد ... خيلي جالبه اينكه سه روز ... تو اين دنياي شلوغ ... تا حالا نرفتم اعتكاف
همه چیز این دنیا سر جای خودشه تنها به این شرط که نگاه مان واژگون باشد
----------------------------------------
و ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرده است؟ سوره 82 آیه 6
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ