تبليغاتX
واژگون... اینجا پر است از واژگانی واژگون
 

جهت عرض تبریک!

 

بدينوسيله شصتمين سال تاسيس رژيم مهربان و اهل گفتگوي صهيونيستي را به تمامي مدعيان انسانيت به طور عام و مدعيان مسلماني به طور خاص تبريك عرض مي كنم و اميدوارم كه همه حكام مرتجع و چاق و چله عرب و حكام داخلي مدافع گفتگوي تمدن ها! و امت هميشه در عشق و حال ايران و تمامي سكوت كردگان دنيا در خوشحالي وصف ناپذير باشند و وافورهاشان پر از نئشه جات باد و پياله هاشان پر مي.

به صهيونيست هاي عزيز تبريك مي گويم چرا كه اگر نظام ما فقط سي سال است كه كه تاسيس شده نظام آنها دو برابر ما عمر كرده است. صهيونيست هاي عزيز! واقعآ خوش به حالتان كه تمامي دنيا طرفدار شماست و هيچ دولتي از كمك به شما دريغ نمي كند. كشور ما خيلي بدبخت است چون بسياري از كشورهاي دنيا ازجمله جناب پادشاه یعنی امریکا و سایر کشورها با او دشمن اند و او را تحريم مي كنند. صهيونيست هاي عزيز! خوش به حالتان كه صدها بمب اتم و كلاهك هسته اي داريد ولي ما براي داشتن چند سانتريفيوژ و غني سازي اورانيوم دست و پا مي زنيم. صهيونيست هاي عزيز! حق با شماست به هر حال هر چه باشد شما قوم برگزيده خداوند هستيد و تمام بشريت بايد در خدمت شما باشد. تمام حكام عرب و حكام جهان بايد گوش به فرمان شما باشند و ما هم تنها چيزي كه مي توانيم در طبق اخلاص بگذاريم و تقديم تان كنيم همين گفتگوي تمدن هاي ناقابل است كه اميدواريم به كرمتان از ما قبول كنيد. راستي پرچم تان خيلي زيباست. گاهي فكر مي كنم از نيل تا فرات براي شما خيلي كم است شما لياقت تان خيلي بيشتر از اينهاست. شايد هنوز نتوانسته باشيد از سمت خاورميانه، نيل تا فرات را به طور كامل صاحب شويد ولي به شما از صميم دل تبريك مي گويم چرا كه اگر از رودخانه نيل آغاز كنيم و از آن سمت دنيا به قصد فرات  دور بزنيم و از اروپا و امريكا و استراليا گذركنيم تقريبآ توانسته ايد كل دنيا را تصاحب كنيد. واقعآ بايد به هوش سرشار شما غبطه خورد. شما از نيل تا فرات را از آن ور دنيا به چنگ آورديد. راستي! نوشابه هاي كوكاكولايتان طعم خوبي دارد و موبايل هاي نوكيايتان هم خيلي خوب آنتن مي دهد. خوب خيلي عجيب نيست چون همان طور كه گفتم شما قوم برگزيده ايد. گرچه مي دانيم كه جمعيت شما يهودي ها فقط 15 ميليون نفر است كه از اين جمعيت تنها پنج، شش ميليون در سرزمين هايي كه به حق تصرف كرده ايد، سكونت دارند ولي همين پنج، شش ميليون به كل جمعيت ميلياردي ما مسلمانان احمق و ترسو شرف دارد. بخوريد و بياشاميد كه دنيا براي شماست. شما حق داريد چون در تاريخ به شما ظلم هاي فراوان شده است. شما را در كوره هاي آدم سوزي مي انداخته اند و هميشه شما را از خود مي رانده اند. حال اين حق مسلم شماست كه كه ديگران را قتل عام كنيد و انتقام بلايي كه اروپايي ها به سرتان آورده اند را از فلسطيني هاي بيچاره بگيريد. اصلآ تقصير خود ماست كه هميشه گفته ايم ((ملت مظلوم فلسطين)). اين قدر اين مظلوميت را تكرار كرده ايم كه خودشان نيز باور كرده اند كه بايد مظلوم باشند. اصلآ فلسطيني هويتش را از مظلوم بودن مي گيرد. درست مانند فمينيست ها كه از بس دم از مظلوميت زنان زده اند خودشان نيز باور كرده اند كه جنس دوم اند. ما جز گريه كردن براي مظلومين جهان كار ديگري بلد نيستيم و اگر هم بخواهيم اقدام جدي تري انجام بدهيم، تنها مي توانيم، محكوم كنيم. پس با خيال راحت مشغول آدم كشي و انجام وظيفه خود باشيد و همه مردم غزه و همه مردم فلسطين را قتل عام كنيد و به شما قول مي دهم كه ما وقتي تصاويرتان را از تلويزيون ديديم، فقط محكوم تان كنيم. تازه همين كمك هاي ناچيز هم صداي خيلي از مردم ما را درآورده و معتقدند كه قيمت گوجه فرنگي در ايران گران شده است و بايد فقط به فكر قيمت گوجه فرنگي خودمان باشيم. در ضمن يادتان باشد گرچه ما و شما در كشور هم سفارتخانه نداريم ولي ما شما را به رسميت شناخته ايم. همين كه مي گوييم : ((مرگ بر اسرائيل)) يعني اسرائيلي وجود دارد كه بايد بر آن مرگ فرستاد و خودمان هم بهتر از شما مي دانيم كه اينها همش شعاره و يا همش نواره و نوار كه پا نداره و خيالتان راحت باشد كه به حرف گربه سياه باران نمي آيد. اصلآ همين كه من دارم اين متن را مي نويسم به همين دليل است كه شما را به رسميت شناخته ام و برايتان ارزش قائل شده ام. البته منظورم اين نيست كه شما خيلي بزرگ هستيد. منظورم اين است كه ما خيلي حقيريم و در برابر حقير بودن ماست كه شما بزرگ به نظر مي رسيد. راستي يادم رفت به خاطر حمايت هاي ناچيزي كه از مردم فلسطين مي كنيم از شما معذرت خواهي كنم. به هرحال ما حامي تروريست هستيم و وظيفه ما هم همين است و وظيفه محمد الياس در وبلاگ واژگون هم شايد نوشتن همين نامه بود. چرا که اساتید دانشکده مان همواره یادآوری می کنند که مطالعات فرهنگی رشته ای انتقادی است و من فکر می کنم که انتقاد فقط به گوجه فرنگی ختم نمی شود و اصولآ انتقاد حد و مرز نمی شناسد.

صهیونیست های عزیز! پرچم تان را با حسی متناقض و سرشار از نفرت و افتخار در وبلاگ ناچیزم به اهتزاز در می آورم و با حسی عجیب به آن نگاه می کنم و در این نگاه تصور می کنم روزی را که در تل آویو ندای الله اکبر اذان بلند می شود و میلیون ها مسلمان به نماز جماعت می ایستند.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



اگر بخواهيم در ميان اقشار اجتماع، سخت ترين مشاغل را نام ببريم بدون شك، معلمي يكي از آنها خواهد بود. اين حرفه نقش مهمي در جامعه پذيري كودكان و نوجوانان ايفا مي كند. تا كنون كارشناسان، معلم و دغدغه هاي معلمي را از منظر مسائل مادي و معيشتي نگريسته اند در حالي كه اگر يك بار به پاي درد دل هاي اين جماعت بنشينيم مي توانيم مسائل و مشكلات جدي تر و مهم تري را بيابيم كه شايد تا به حال از آن غفلت شده است. متناسب نبودن درآمد معلمين با میزان مسئولیت و تنشی كه متحمل می‌شوند،  می‌تواند یکی از این مشکلات باشد.

نبايد تنها با اين توجيه كه معلمي شغل انبياست از توجه به نيازها و سختي هايي كه معلمان تحمل مي كنند سر باز زد. اگر از معلم انتظار انجام وظيفه كامل و درست را داريم بايد در عوض به مسائل معيشتي آنها توجه كنيم. آري معلمي شغل انبياست اما انبيا نيز از جنس بشر بوده اند و آنها نيز نيازمند خوراك و پوشاك و مسكن. از معلم انتظارت فراوان داريم اما به انتظاراتش گوش فرا نمي دهيم. از او تكليف مي خواهيم اما به حقوقش كم توجهي مي كنيم. از او مسئوليت مي خواهيم و بازخواستش مي كنيم اما دايره اختيار او را تنگ مي كنيم. آينده سازان جامعه و تربيت و جامعه پذير كردن آنان را به معلم مي سپاريم و معلم را به امان خدا رها مي كنيم. اگر شعار مي دهيم كه معلمي شغل انبياست بايد اين را نيز به خاطر داشته باشيم كه انبيا بر انسان منت گذارده اند و در آيات وحياني نيز حقي كه آنان بر گردن ما دارند گوشزد شده است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



همواره وقتی قصد می کنم با دوستی قرار ملاقات بگذارم انگار توافقی پیشینی وجود دارد که این قرارگاه باید جایی در حوالی میدان انقلاب باشد. مغناطیس انقلاب همه چیز و همه کس را به خود جذب می کند و با انفجاری از خود ساطع می کند. اگر نبض اقتصاد و سیاست و فرهنگ ایران در کلان شهر تهران می تپد، قلب تهران را باید در میدان انقلاب جستجو کرد. انقلابی که منقلب می کند و جریان می دهد به رگ های این شهر پرتکاپو. تکاپو ميدان انقلابگفتم و کدام میدان، پرتکاپو تر از انقلابی که حتی ظهر جمعه نیز هیجان خود را حفظ کرده است. میدان انقلاب به عنوان فضایی که نقشی محوری در جریانات انقلابی ایفا کرده است هنوز هم در کلان شهر ما واجد مرکزیت است. مرکزیتی که خود را تا چهار راه ولی عصر امتداد داده است و به چهارراه ولی عصر که می رسی احساس می کنی که دیگر از حال و هوای خیابان انقلاب خارج شده ای. گویی انقلاب منتظر منجی خویش است تا رسالتش را به اتمام برساند. خیابان ولی عصری که تجریش بورژوازی را به راه آهن پرولتاریا متصل می کند معروف به بلند ترین خیابان خاور میانه نیز هست و منجی، بلند ترین امید بشر است که بلندایی به طول تاریخ دارد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



(قربون برم خدا رو )

 

1- تعليق غني سازي، سياست نظام بود و به دولت خاتمي ربطي نداشت!!!

 

جالب است وقتی صحبت از دستاوردهای هسته ای می شود دوم خردادی ها و خاتمی چی ها برای اینکه این پیروزی به نام دولت رقیب شان ثبت نشود آن را سیاست کلی نظام معرفی می کنند ولی هنگامی که از هزینه های غنی سازی بحث می شود فریاد سر می دهند که بی تدبیری و تند روي هاي دولت نهم باعث رفتن پرونده ایران به شورای امنیت شده است. انگار نه انگار که تا دیروز مي گفتند برنامه هسته ای به دولت ها ربطي ندارد و سياست هاي هسته اي توسط كل نظام تعيين مي شود. از قدیم گفتند قربون برم خدا رو یه بوم و دو هوا رو.

 -------------------------------------------------------------------------

2- لياقت مردم همين احمدي نژاد است!!!

 

با اين جمله موافقم که لیاقت مردم همان حاکمان آنهاست و باز جای شکرش باقی است که لياقت مردم در حد احمدي نژاد است و  احمدی نژاد شایسته این مردم است و الا اوضاع لیاقت بعضی ها خیلی افتضاح است چون لیاقتشان در حد خاتمی است! و بعضي ها هم كه ديگر هيچ چون لياقتشان در حد محمد رضا شاه و بوش كوچك است! و بعضي ها هم كه اصلآ لياقتشان در حد .... هم نيست و بعضي هاي ديگه كه ... بي خيال بابا!

 -------------------------------------------------------------------------

3- آقاي كروبي و خانوم مسيح علي نژاد به خاطر انتشار يادداشت توهين آميزي در اعتماد ملي كه مردم ايران را به حيوانات تشبيه كرده بود عذر خواهي كردند.

 

خاتمي جون!گرچه توهین های اصلاح طلبانه! چیز جدیدی نیست و همگان به توهین های دوم خردادی ها عادت کرده اند ولی كاش ساير گردانندگان روزنامه هاي زنجيره اي نيز اندازه شيخ اصلاحات و خانم علي نژاد مردانگي و شجاعت  داشتند تا به خاطر توهين هاي گسترده اي كه در زمان دولت گل و بلبل اصلاحات در روزنامه هايي كه خاتمي جون با بودجه هاي دولتي براي بستگان و اطرافيانش تاسيس مي كرد و در اون ها نه تنها به مردم بلكه به امام و شهدا و رزمنده ها و امام حسين و پيامبر توهين مي شد با جسارت معذرت خواهي كنند. كاش خاتمي به خاطر ضعف و ترس و تساهل و تسامح اش و رفسنجاني به خاطر كارهايي كه خودش بهتر مي داند نيز جرات معذرت خواهي داشتند و كاش همه ما اگر اشتباهي كرديم با بي حيايي بر اشتباه خود پافشاري نكنيم و از معذرت خواهي خجالت نكشيم.

 

بابا من دارم غش می کنم از این همه آزادی بیان! چرا نمی فهمید؟ من به رئیس جمهور بیست میلیونی دولت گل و بلبل اصلاحات و حاج آقا پدرخوانده سردار سازندگی توهین کردم! یکی بیاد منو دستگیر کنه!

-------------------------------------------------------------------------

همين جوري از سر بي حوصلگي گفتم بيام يه گيري به اصلاحاتچي ها و خاتمي جون بدم. چند وقت بود بهشون گير نداده بودم دلم واسشون تنگ شده بود!

 

لینک های مرتبط (۱ - ۲ - ۳ - ۴ - ۵ - ۶ - ۷ - ۸ - ۹ )

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



اين روزها، كمتر پي گير اخبار سياسي هستم و تلويزيون را هم تقريبآ به طور كامل تعطيل كرده ام.  وقت و حوصله خواندن روزنامه و وبگردي و سر زدن به سايت هاي خبري را ندارم. تنها به لطف تعدادي از دوستان خبرنگارم از جمله حامد طالبي عزيز كه از طريق مسنجر نيوز! اخبار داغ سياسي را ارسال مي كنند از حال و اوضاع اقصا نقاط جهان آگاه مي شوم. يكي از اخباري كه امروز آقا حامد برايم فرستاد، حمله بمب افكن هاي امريكا به روستاي صدر دموكراسي امريكايي براي يك پدر عراقيو كشتار شيعيان اين منطقه كوچك بود. مي دانم كه گوش هايمان از شنيدن اين اخبار پر است و به ديدن و شنيدن اين خبرها مانند پيام هاي بازرگاني تلويزيون، عادت كرده ايم ولي هنگامي كه طبق معمول مي خواستم پنجره آف لاين هاي مسنجرم را ببندم سوال كودكانه اي به ذهنم خطور كرد.

چرا امريكا با بمب افكن ها و تجهيزات نظامي فوق مدرن اش و با آن بودجه 600 ميلياردي نظامي اش كه برابر با بودجه نظامي كل دنياست به روستاها حمله مي كند؟ چنانكه قبلآ نيز روستايي در سومالي را بمباران كرده بود (برابري بودجه نظامي آمريكا با بودجه نظامي كل دنيا به اين معني است كه اگر تمام دنيا با هم متحد شوند و تكنولوژي و تجهيزات نظامي خود را گرد هم آورند تا با آمريكا بجنگند تازه شاهد نبردي برابر خواهيم بود البته اگر نيروي انساني را ناديده بگيريم). چرا آمريكا با اين يال و كوپالش به لبنان حمله نمي كند؟ اصلآ چرا به ايران حمله نمي كند؟ چرا كره شمالي را كه محور شرارت هم هست بمباران نمي كند؟


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



در اين هفت سال تنهایی ام همواره دوستاني خوب در كنارم بوده اند تا جايي كه شايد بتوانم با يقين بگويم حتي يك روز نيز احساس تنهايي نكرده ام و همواره يا در منزل خودم ميزبان دوستان بوده ام و يا در بيرون از منزل مشغول گذران وقت با دوستان بوده ام و چه خوب گفته اند كه (( اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد)) اما بنا به دلايل درسي، فكري، مطالعه اي، روحي، شخصيتي، اقتصادي، خانوادگي، هستي شناختي و خود شناختي، چند هفته و شايد هم چند ماه نياز به تنهايي مطلق دارم و نمي توانم در خدمت ساير دوستان باشم. البته منظورم تنهايي فيزيكي است و در اين مدت وبلاگ واژگون به كار خود ادامه خواهد داد. فلذا از همه دوستان، اعم ازمجازي و حقيقي، دور و نزديك، فاميل و آشنا، مذكر و مونث، هم دانشگاهي و هم محله اي، هم مدرسه اي و هم دوره اي و ... به شكلي كاملآ دوستانه خواهشمندم كه به اين نياز من احترام بگذارند و خواهش مي كنم  اين درخواست مرا حمل بر جسارت و بي ادبي نكنند و پيشاپيش از اينكه در اين چند وقت نمي توانم پاسخگوي ايميل ها و آف لاين ها و اس ام اس ها و تلفن هاي دوستان بهتر از جانم باشم عذرخواهي مي كنم و خواهشمندم مرا از دعاي خير خود محروم نكنند. من هرچه دارم از كميت و كيفيت دوستانم دارم و پس از اتمام اين دوره كوتاه با نشاط هرچه بيشتر به جمع صميمي دوستان بازخواهم گشت. از همه رفقاي عزيزم متشكرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



(جملاتی از احمد فردید)

  • به نام خداي پس فردا شروع مي‌كنم، بنام خداي لطف پس فردا، آن خدائي كه انسان پس فردا و آينده مظهرش خواهد بود
  • اگر حجاب از روي اشياء برداشته شود، انسان مي‌رود به آسمان بعد به اسماء، بعد به خداي پريروز و پس فردا

  • زود آمده‌ام ، فلسفه من تعلق به پس فردا دارد

  • راه من راه زبان است

  • از اول مشروطه کسی که خودآگاهی پیدا کرده من هستم

  • من فلسفه را با فلسفه رد میکنم

  • انسان در هر دوره از تاریخ مظهر اسمی است

  • انسان فرشته نمیتواند شد ، حیوان هم نمیتواند شد ، اصلا این وضع تراژدی حیات انسان است

  • جز انسان ، هیچ موجودی تاریخ ندارد

  • خدائی که در فلسفه اثبات میشود متعالی نیست و این اغلب فراموش میشود

  • خدائی که انسان را میبرد به امپریالیسم خدا نیست ، قهر و غضب خداست

  • خدا متعالي است از اينكه به معني متداول لفظ وجود داشته باشد

  • اين محيط زيست اصلي انسان كه دل انسان است ، آلوده است

  • آيا بدون ايمان به غيب مي‌شود عدالت را به جامعه آورد ؟ من میگویم نمی شود

  • بشر در موقفی از تاریخ است که در آن خدای حقیقی غائب است

  • از آنجا كه خداي پريروز و پس فردا مستور است، هسته مركزي جامعه بشري كه خانواده است از پاي بست ويران است

  • با حاج ملا هادی سبزواری در مقابل جهان امروز نمیتوان وضع جدی گرفت ، ولی این بدان معنی نیست که حاج ملا هادی را نخوانیم

  • این آزادی که از آن دفاع میشود ، آزادی از خدای پریروز و پس فردا و بندگی نفس اماره قرن هجدهم است

  • حقوق بشر یعنی حقوق نفس اماره

و توصیه می کنم این عکس ها را هرگز نگاه نکنید چون ممکن است روح لطیف تان را بیازارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



اگر سر زنده و خوشحال ايد و اگر در حال لذت بردن از هواي خوب بهار هستيد پيشنهاد مي كنم نخوانيد اين نوشته را كه ناشي از يك روح خسته است. روح تنهايي كه در انتهاي كوچه بن بستي به نام وجود، چمباتمه زده است و كاري ندارد جز دود كردن سيگار و مخالفت كردن با همه چيز و همه كس و اين واژگون هم ديگر به درد لاي جرز مي خورد و من نمي دانم در اين مملكت، استاد دانشگاه و راننده تاكسي چه فرقي با هم دارند؟ و از خيلي چيزها مي خواهم بنويسم از سوال هايم و از بن بست هايم و از سردرگمي ها و آشفتگي هايم و اينكه كس ندانست كه منزلگه و مقصود كجاست آنقدر هست كه بانگ جرسي مي آيد و من طبق معمول عيد تهران نبودم كه بفهمم چرا مردم مي گويند : (به به). فقط مي توانم بگويم كه شباهتي ميان مهران مديري و سروش مي بينم. هردوي آنها راه نفوذ به افكار را خوب بلدند و هر دوي آنها نامشان از اثرشان بزرگتر است و فيلم قيصر كيميايي  را ديدم كه ناصر ملك مطيعي مي گفت كه قيصر كجايي كه داداش فرمونت رو كشتن و چه زيبا تجدد امثال، آن را تبديل به اين ديالوگ مي كند كه حاجي! سيدت رو كشتن و راستي سري به اين وبلاگ جديد التاسيس بزنيد كه طلبه ورودي 77 است و شيخ سعيد صلح ميرزايي دامت بركاته قرار است بنويسد و راستي مه آرا وبلاگ قديم اش را حذف كرده و ديگر قرار است كه در اتاق خالي از طالع بيني اش بنويسد و كاش مي نوشت كه در طالع من چه مي بيند كه اينگونه بي قرارم و دنبال كمي مرگ مي گردم و دوباره درس و مشق آغاز شد و طبق معمول بايد پنجاه تا كتاب بخوانم و ده تا مقاله و ترجمه آماده كنم و اين استادها به زور مي خواهند ما را پروفسور كنند و من نمي دانم چرا به جاي اين همه كتاب كه به هر كدام نوكي مي زنيم يك كتاب را درست و حسابي درس نمي دهند و ديگر هيچ حرفي ندارم جز اينكه بشاگرد امسال خيلي آباد تر بود و مردم روستاهايش همچنان شاد و خونگرم بودند و پشت سد جگين شنا كرديم و درمانگاه و مدرسه اي ساختيم و فارغ بودن از تكنولوژي و تلويزيون و موبايل و تلفن و اينترنت حتي براي دو هفته هم غنيمت است و چه فضاي خوبي بود در اردوي جهادي و كاش همه زندگي اردوي جهادي بود و چه دوستان خوبي مي آيند و مي روند و من ديگر از پاچه خواري و طرفداري از نظام جمهوري اسلامي خسته شده ام و برادر آل حبيب هم كه مرا به بازي وبلاگي دعوت كرده است كه بايد نامه اي به مسيح بنويسيم و من هيچ حرفي براي گفتن به مسيح ندارم و فقط از خداي مسيح مي خواهم كه هر چه سريع تر قيامت اش را برپا كند كه دنيا ديگر جاي زيبايي نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



الياس : سلام دكتر. عرض ادب و ارادت. سال نو مبارك

دكتر : سلام سال نوي شما هم مبارك. چطورين؟ اميوارم سال هاي خوبي پيش روي شما و همه ي ايرانيان باشد!

الياس : ممنون. الحمدلله. من هم اميدوارم

دكتر : نگارش ات را خيلي نمي پسندم متاسّفانه گاهي شبيه نوشته هاي كيهان مي شود

الياس : مي دونم از قصده دكتر

دكتر : خب حتما منطقي داري که بايد شنيد

الياس : متفاوت بودن. واژگون بودن در درجه اول و مخالف جمع بودن

دكتر : اگر متفاوت بودن با نيش زدن و آزرده ساختن نادرست ديگران باشه قابل قبوله؟

الياس : آزرده كردن يه حرف ديگه است.

دكتر : مستقل بودن چيز خوبيه

الياس : دكتر من فكر مي كنم اساتيد بيش از حد در لفافه و پيچيده حرف مي زنن. بايد در كمال جسارت و صراحت حرف زد

دكتر : آره. من هم معتقدم اگر حرف حقي که درست بيان شده ديگران را ناراحت مي کنه به درک!


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



(آیات تروریستی در تورات و انجیل)

(مقاله ای از محمد کاشانی کارشناس ادیان ابراهیمی)

رشد اسلام گرايي در اروپا مسيحيان تندرو را بر آن داشته تا دست به حملات توهين آميز و ناجوانمردانه نسبت به اسلام بزنند. سلسله حملات منسجمي از سخنراني توهين آميز پاپ تا كاريكاتورهاي دانماركي و امروز هم فيلم موهن "فتنه" و فيلم بعدي كه در راه است. (كارتون هجو آميزي در باره يكي از زنان پيامبر اسلام) همه و همه نشان از ترس مسيحيان تندرو از گسترش اسلام در اروپا است. در موارد قبل، جوشش و عشق مسلمانان به پيامبر مهرباني ها، آنان را بر آن داشت تا به خيابان ها بريزند و اعتراض خود را به اين اقدامات توهين آميز نشان دهند ولي چنان كه افتد و داني اين واكنش ها اثر چنداني نداشت و فقط حساسيت و عشق مسلمانان را نسبت به پيامبرشان نشان مي داد و در طرف مقابل هر كسي كه دچار شهوت شهرت بود، قلمي به دست گرفت و طعني به اسلام زد، شايد در قبال اين توهين به نان و نوايي برسد. اين بار گريت وايلدرز نماينده پارلمان هلند با ساختن فيلم كوتاه فتنه و تلفيق قرآن با اعمال تروريستي وهابيان -كه وظيفه اي جز ريختن خون ديگر مسلمانان ندارند-، خواست نشان دهد اسلام با تروريست برابر است و خواستند به بهانه دفاع از آزادي بيان، سنگي به قامت رعناي اسلام بزنند غافل از آنكه چراغي را كه ايزد بر فروزد، هر آن كس پف كند ريشش بسوزد. مهمترين سوالي كه اكنون با آن روبرو هستيم اين است كه واكنش مسلمانان نسبت به فيلم فتنه بايد چگونه باشد؟ آيا باز هم لازم است كه به خيابنها بريزند و پرچم هلند را به آتش بكشند و خشم خود را از اين كار غيراخلاقي و غيرانساني هلندي ها نشان دهند؟ و یا بايد به انتظار محكوميت مجامع حقوق بشر بشينند و دست بر روي دست بگذارند؟ و يا راه سومي هم وجود دارد تا هم مسيحيان افراطي نتوانند لذت توهين به بيش از يك مليارد و نيم مسلمان را احساس كنند و هم از تكرار چنين توهين هايي كه نتيجه اي جز جنگ تمدن ها به بار نخواهد آورد جلو گيري شود؟ آن راه سوم چيست؟


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت   توسط محمد الیاس  | 



سوال مي كنند كه چه كاره ام و در طول زندگي چه مي كنم؟ بعضي فكر مي كنند كه كسي كه وبلاگ مي نويسد هيچ كاري به جز وبلاگ نويسي ندارد و بعضي هم فكر مي كنند كه هر كسي كه وبلاگ مي نويسد بايد همه چيزش را در وبلاگ بيان كند. اشتغال اصلي من اشتغال به وجود داشتن و دست و پنجه نرم كردن با اين جناب وجود و از درس خواندن ها و دانشگاه علم و فرهنگ با آن همه استادهاي خوب كه تازه معني دانشجو بودن را يادم داده اند و تحقيق و مقاله ها كه بگذريم خيلي كارها مي كنم از رفيق بازي و وبگردي گرفته تا فيلم نگاه كردن و شايد هفته اي چهار پنج تا از اين دي وي دي هاي هزار تومني ميخرم و يا از دوستان مي گيرم و نگاه مي كنم و موزيك هم كه همواره در كامپيوترم روشن است و در مترو چند بار بلوتوث روشن كردم و بعضي وقت ها هم در تاكسي و اتوبوس و مترو در گوشم هدفون مي گذارم و موزيك و مكالمه زبان آقاي نصرت را گوش مي كنم و استخر رفتن و كتاب خواندن و نوشتن و بعضي وقت ها هم تئاتر رفتن و سينما رفتن و پارك رفتن و ساندويچ خوردن و سالی یک بار اردوي جهادي رفتن و گاه ماكاروني درست مي كنم و تقريبآ هر روز در خانه ام مهمان دارم و خودم خيلي كم مهماني مي روم و من خيلي دوستان زيادي دارم


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت   توسط محمد الیاس  | 



(سیب زمینی ها و فقر سرمایه سیاسی)

 

مي توان كنشگران را بر حسب فعاليت سياسي به سه دسته : كنشگران حرفه اي سياست، كنشگران آماتور سياست و بي خبران و منفعلان عرصه سياست تقسيم بندي نمود. كنشگران حرفه اي سياست، در واقع بازيگراني هستند كه شغل و حرفه آنها سياست ورزي است و همواره در وسط ميادين سياسي در حال عرض اندام هستند. كنشگران آماتور را مي توان تماشاچياني دانست كه در كنار ميدان سياسي در حال نظاره و تشويق كنشگران حرفه اي هستند و دسته سوم نيز خارج از ميادين سياسي به زندگي روزمره خود مشغول اند.

دو گروه اول علاوه بر زندگي روزمره خود، نوعي حيات سياسي را نيز تجربه مي كنند اما نكته اي كه در اين ميان مي تواند جالب باشد رابطه ميان حيات سياسي و زندگي روزمره افراد است. اين يادداشت اين رابطه را در ميان حيات سياسي و زندگي روزمره كنشگران حرفه اي سياست دنبال نمي كند گرچه بررسي اين رابطه مطمئنآ مي تواند حاوي نكات بديعي باشد بلکه به بررسي اين رابطه در گروه دوم مي پردازد.

بسيار مي شنويم كه ايرانيان مردماني سياسي هستند. چندين خوانش مختلف مي توان از اين جمله داشت : يكي اينكه مردم ايران سيب زميني نيستند و نسبت به مسائل سياسي شاخك هايي حساس دارند و هرگز در اينگونه موارد بي تفاوت نمي مانند و ديگر اينكه مردم ايران مردماني سياست زده هستند و به همه مقولات از جمله سيب زميني رنگ و بويي سياسي مي دهند. هركدام از اين برداشت ها صورت مساله را متفاوت خواهد كرد


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت   توسط محمد الیاس  | 



«اردوی جهادی» واژه ای است که مصداق آن  در بیش از یک یا دو دهه پیش قابل مشاهده نیست، ولی این مفهوم و این «عمل» از یک تاریخ هزار و چهارصد ساله بلند شده است و به این علت است که به این چنین رشدی در میان قشر تحصیل کرده و تاثیر گذار و دانشجویان مسلمان دست پیدا کرده است. فعالیتهای عمرانی و فرهنگی انجام شده به خصوص در منطقه بسیار محروم بشاگرد توسط دانشجویان و دانش آموزان دارای آثار پر خیر و برکتی بوده است که در درجه اول این فواید معطوف به خود دانشجویان است. دانشجویانی که به دور از غوغا های سیاسی بار سفر بسته و به محروم ترین  مناطق ایران سفر می کنند تا بدون هیچ چشمداشتی گامی در جهت محرومیت زدایی بردارند. دانشجویانی که بهترین ایام سال یعنی عید نوروز را به دور از زرق و برق تهران در محروم ترین مناطق ایران می گذرانند. «اردوي جهادی» زمينه ساز اتّصال جوانان و دانشجويان شهری با مناطقی است كه از لحاظ امكانات و سطح فرهنگ فاصله زيادی با شهر نشينی دارند. اساساً مشاهده اين مناطق و درك واقعيت‌های موجود در آن روحيه همبستگی و برادری وكمك و انفاق به محرومان و مستضعفان را در دل جوانان زنده می سازد. روحيه ای كه در صورت ايجاد ، تأثيرات فراوانی تا پايان زندگی بر دانشجويان می گذارد و گاه حتّی مسير زندگی ايشان را تغيير می دهد، سایر هدف ها در مقابل هدف اصلی ضمنی و کم تاثیرتراست و هدف اصلی چیزی نیست جز: «خدمت به خلق آن هم به محروم ترین آنها که بالاترین عبادت خداوند و موجب رضای اوست.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت   توسط محمد الیاس  | 



با همه بي تفاوتي هايم گاهي فشار آنچنان سنگين مي شود كه آرزو مي كنم اي كاش دچار اتفاقي به نام وجود نمي شدم يا اينكه سنگ و درخت بودم تا هيچ وقت درد و رنج هاي زندگي پر مسئوليت انساني را احساس نمي كردم. نمي دانم تنبلي است يا ترس كه اجازه نمي دهد من با اين دنياي جديد سازگار شوم و زبان مردمانش را درك كنم؟ واقعآ همه اتفاقات اين دنيا به نظرم احمقانه و خنده دار مي رسد. بشري كه ادعاي عقلانيت و تمدنش گوش فلك را كر كرده هنوز در وحشي گري و جاهليت ما قبل تاريخ  دست و پا مي زند. شنيدن اين خبر كه مردمان يك شهر، تحت محاصره يك عده وحشي در تاريكي و سرما و گرسنگي به سر مي برند در اين دنيايي كه برايمان تدارك ديده اند خبر عجيبي و غريبي محسوب نمي شود.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت   توسط محمد الیاس  |